<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed
    xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom"
    xmlns:at="http://www.sixapart.com/ns/at"
    xmlns:icbm="http://postneo.com/icbm"
    xmlns:rvw="http://purl.org/NET/RVW/0.2/"
    xml:lang="en">
    <title>hamjensgra’s blog</title>
    <link rel="self" type="application/atom+xml" title="hamjensgra’s blog (Atom)" href="http://hamjensgra.vox.com/library/posts/page/1/atom.xml" />
    <link rel="alternate" type="text/html" title="hamjensgra’s blog" href="http://hamjensgra.vox.com/library/posts/page/1/"/> 
    <link rel="service.post" type="application/atom+xml" title="hamjensgra’s blog" href="http://www.vox.com/services/atom/svc=post/collection_id=6a00e398e57f8a000500f48d0298fc0001" /> 
    <link rel="service.subscribe" type="application/atom+xml" title="hamjensgra’s blog" href="http://hamjensgra.vox.com/library/posts/atom.xml" />    
    <link rel="next" type="application/atom+xml" title="hamjensgra’s blog" href="http://hamjensgra.vox.com/library/posts/page/2/atom.xml" /> 
    <link rel="last" type="application/atom+xml" title="hamjensgra’s blog" href="http://hamjensgra.vox.com/library/posts/page/2/atom.xml" />  
    <generator uri="http://www.vox.com/">Vox</generator>
    <updated>2008-09-02T17:10:18Z</updated> 
    <author>
        <name>hamjensgra</name>
        <uri>http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full</uri>
    </author> 
    <id>tag:vox.com,2006:6p00e398e57f8a0005/</id>  
    
    <entry>
        <title>پی دی اف کامل این مقالات</title>   
        <link rel="alternate" type="text/html" title="پی دی اف کامل این مقالات" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%BE%DB%8C-%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%81-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA.html?_c=feed-atom-full" />  
        <link rel="service.post" type="application/atom+xml" title="پی دی اف کامل این مقالات" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%BE%DB%8C-%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%81-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA.html?_c=feed-atom-full#comments" /> 
        <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" title="پی دی اف کامل این مقالات" href="http://www.vox.com/atom/svc=post/asset_id=6a00e398e57f8a000500f48ce40d140003" />          <id>tag:vox.com,2008-03-13:asset-6a00e398e57f8a000500f48ce40d140003</id>
        <published>2008-03-13T18:55:04Z</published>
        <updated>2008-09-02T17:10:18Z</updated>
    
        <author>
            <name>hamjensgra</name>
            <uri>http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full</uri>
        </author>
    
        
        <content type="html" xml:base="http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full">
            <![CDATA[
                <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" xmlns:at="http://www.sixapart.com/ns/at">
        <div style="text-align: right; text-align: center;"><div style="text-align: center"></div><div style="text-align: center"><span style="font-size: 1.5625em;">پی دی اف کامل&#160; مقالات مندرج در این وبلاگ را یکجا از اینجا بگیرید<br /><br /><a href="http://hamjensgra.wordpress.com/files/2008/03/vijehnameh-16-pdf.pdf">پی دی اف مقالات</a><br /></span></div></div><div style="text-align: right"> </div>   <p style="clear:both;"> 
    <a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%BE%DB%8C-%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%81-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA.html?_c=feed-atom-full#comments">Read and post comments</a>   |   
    <a href="http://www.vox.com/share/6a00e398e57f8a000500f48ce40d140003?_c=feed-atom-full">Send to a friend</a> 
</p>

                </div>
            ]]>
        </content> 
    </entry> 
    
    <entry>
        <title>گریزی تاریخی به مسئله همجنسگرایی</title>   
        <link rel="alternate" type="text/html" title="گریزی تاریخی به مسئله همجنسگرایی" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C.html?_c=feed-atom-full" />  
        <link rel="service.post" type="application/atom+xml" title="گریزی تاریخی به مسئله همجنسگرایی" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C.html?_c=feed-atom-full#comments" /> 
        <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" title="گریزی تاریخی به مسئله همجنسگرایی" href="http://www.vox.com/atom/svc=post/asset_id=6a00e398e57f8a000500f48d02a2070001" />          <id>tag:vox.com,2008-03-13:asset-6a00e398e57f8a000500f48d02a2070001</id>
        <published>2008-03-13T13:21:30Z</published>
        <updated>2008-03-13T13:21:30Z</updated>
    
        <author>
            <name>hamjensgra</name>
            <uri>http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full</uri>
        </author>
    
        
        <content type="html" xml:base="http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full">
            <![CDATA[
                <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" xmlns:at="http://www.sixapart.com/ns/at">
        <div style="text-align: right">

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl" lang="FA">بخشی از روشنفکران و نخبگان جامعه را که به کناری
نهیم، اکثر قریب به اتفاق مردم یا کلمه همجنسگرایی را نشنیده اند و یا با آن انس و
الفتی ندارند. در عوض، مفاهیمی همچون ” شاهد بازی”، “غلام بازی”، ” غلام باره گی”
و ” بچه بازی” و حتی کلمات و اصطلاحات توهین آمیزی همچون ” کونی”،&#160; ”
اواخواهر” و یا&#160; ” ابنی” در&#160; ادبیات و فرهنگ و ذهنیت جامعه سابقه ای
طولانی دارند. هرچند خود این مفاهیم بطور ضمنی بر سکس دو همجنس اشارت دارند اما
اینها از یک طرف عمدتآ سکس دو مذکر همجنس را در اذهان تداعی و در نتیجه همجنسگرایی
زنان را از اعیان دور می کند و از طرف دیگر در مفاهیم فوق صرفآ سکس فیزیکی برجسته
می شود و عشق، عاطفه، نیاز و احساس متقابل دو همجنس را نادیده می گیرد. همچنین
مفاهیم مورد اشاره، بیشتر بر سکس یک فرد بالغ با پسران جوان و گاهی نابالغ را در
اذهان تداعی می کنند و به همین دلیل بسیاری از اوقات مردم همجنسگرایی را با بچه
بازی که عملی زشت و جنایی است، یکی می دانند. انتشار جزوه اطلاعاتی پیش رو با هدف
روشن کردن مسائل و تفکیک سره از ناسره و با هدف آشنا ساختن فرهنگ عمومی با
همجنسگرایان و نیازهای آنان است. هدف دیگر آن اصلاح فرهنگ و دیدگاه اجتماعی در
باره جنسیت است.<span style="color: black;">حقوق بشر و حقوق ستم دیدگان و اقلیتهای
اجتماعی از جمله همجنسگرایان، پا بپای هم رشد و گسترش یافته اند. دست آوردهای علمی
تازه هم بعنوان&#160; پشتوانه محکمی برای گسترش حقوق اجتماعی عمل کرده اند.</span>سابقآ
بعضی از روانکاوان گرايش به همجنس را انعکاسی از ترس از نزديکی به جنس مخالف تلقی
کرده و آن را با موضوع عقده اوديپوس توضيح می دادند، اما وجه تشابه اين تئوريها
مبنی بودن آنها بر اساس تحقيقات و مشاهدات بالينی بود. يعنی اين روانکاوان اساس
تحقيقات خود را همانا بيماران روانی همجنسگرا قرار داده&#160; و تحقيق خود را به
حوزه همجنسگرايان عادی در اجتماع گسترش نمی دادند و اين اصلی ترين انتقاد به
اينگونه نظريات است چون تعدادی همجنسگرای بستری شده که همگی دچار اختلالات روانی
اند، نمیتوانستند و نمی بایست بعنوان نماينده کل جامعه همجنسگرايان در جامعه معرفی
شوند، لذا حرکات و رفتار آنها را هم نميتوان به همه تعميم داد.&#160; بهمين سبب هم
هست که نتائج تحقيقات قديمی که&#160; بر بيمار بودن همجنسگرايان دلالت دارند ،
جانبدارانه و بدون اعتبار معرفی میشوند. نکته دوم اينکه سطح آگاهی بسيار نازل
اجتماعی در باره پديده همجنس گرايی و&#160; تعصبات عمومی و وجود همجنسگراِیی در
ليست بيماريها در آن زمان، در نتيجه گيريهای روانکاوان تاثیر گذار بودند. و سومین
نکته اینکه، در آن دوره خود همجنسگرایان هم شناخت امروزی از احساسات خود نداشتند
وچون فکر می کردند بیمار هستند، تعداد زیادی از آنها برای ” معالجه ” از
روانشناسان و روانکاوان استمداد می طلبیدند.فرويد که يکی از بنياگذاران روانکاوی
است گرايش به همجنس را يکی از انواع تمايلات جنسی انسان معرفی میکند و آن را
بيماری نمی داند.( 1 و 2)در سال 1948 محققی بنام کينسی</span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;">(Kinsey)</span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl" lang="FA">در
مورد رفتار و عملکرد جنسی افراد بالغ در جامعه آمريکا دست به تحقيقات گستره و پايه
ای زد. بر اساس تحقيقات کينسی معلوم شد که تعداد قابل توجهی از شرکت کنندگان در
تحقيقات از سکس با همجنس خود گزارش داده اند. خيلی ها به مطالعات کينسی بعنوان باز
کننده چشمها بر مسئله همجنسخواهی در جامعه آمريکا می نگرند. و بعد از آن بود که
مشخص شد تعداد و درصد همجنسگرايان جامعه بسيار فراتر از آن چيزی است که قبلآ تصور
می شده است.بعد از آن محققان و دست اندرکاران جامعه شناسی به زدودن تعصبات و
نگاههای منفی نسبت به همجنس گرايی کمک زيادی کردند. فورد و بيچ</span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;">(Ford -&#160; Beach)</span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl" lang="FA">در
تحقيقات خود نشان دادند که همجنس گرايی&#160; نه تنها در همه جوامع انسانی وجود
دارد بلکه حتی در ميان بخشی از حيوانات هم رفتارهای همجنسگرايانه مشاهده ميشود.در
اواسط دهه پنجاه ميلادی اولين هوکر، يکی ديگر از پيشگامان تحقيق در باره تمايلات و
تعلفات جنسی انسانها،</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span> (Evelyn
Hooker)<span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span>&#160;به
تحقيق و مطالعه جالبی برای مقايسه همجنس گرايان و دگر جنس گرايان دست زد. هدف او
اين بود که ببيند آيا از نظر توان و تطبيق روانی، اختلافی بين اين دو گروه هست يا
نه. او سوژه های مطالعات خود را نه همجنسگرايان ساکن خوابگاه بيماران روانی بلکه
از همجنسگرايان&#160; درون جامعه انتخاب کرد و برای جلوگيری از نفوذ و تآثير هر
گونه پيشداوری، گرايش جنسی تمام سوژه ها ( چه همجنسگرا و چه دگر جنس گرا) را از
همکاران خود مخفی نگه داشت.&#160; او در پايان تحقيقات خود به اين نتيجه رسيد که
همجنس گرايی اختلال روانی نيست و هر همجنسگرايی حتمآ مختل روانی نمی باشد.انتشار
نتائج تحقيقات گستره که همگی&#160; بر بيماری&#160; نبودن پديده همجنس گرايی دلالت
داشتند به این فکر دامن زد که&#160; اگر قرار باشد نتائج تحقيقات در بين بيماران
روانی&#160; به کل جامعه و روابط اجتماعی&#160; تعمیم داده شود و مبنای حقوق انسانها
قرار بگیرد، آنوقت&#160;دگر جنس گرايان بيش از همه دچار مشکل می شوند، چون تعداد
دگرجنسگرایان روانی، قاتل، متجاوز، شکنجه گر و دیکتاتور بیش از همه است. همین فکر
به امر اعتراف عمومی نسبت به حقوق همجنسگرايان کمک شايانی نمود.تغييرات&#160; مثبت
صورت گرفته در ديدگاه عمومی جامعه در باره سکس، جنسيت و همجنسگرايی و فعاليتهای
شديدآ سياسی شده گروههای مختلف همجنسگرايان در جامعه و علنی شدن هر چه بيشتر افراد
همجنسگرا، همه دست به دست هم دادند و به تغيير ديدگاه و مواضع جامعه روانکاوان ،
روان پزشکان و روان شتاسان آمريکا در باره همجنسگرايی انجاميدند. انجمن روان
پزشکان آمريکا که&#160; تا 1973 همجنس گرايی را بعنوان يک بيماری درليست بِماريهای
خود کلاسه کرده بود به تجديد نظر پرداخت و همجنسگرايی را رسمآ از ليست بيماريها
حذف نمود.&#160; بدنبال آن انجمن روان شناسان آمريکا و انجمن کارکنان خدمات اجتماعی
هم به تبعيت از انجمن روان پزشکان به دفاع از پديده همجنسگرايی بعنوان يک پديده
عادی پرداختند.در اول ژانويه سال 1993 سازمان بهداشت جهانی</span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;">(WHO)</span></p>

<span dir="rtl" lang="FA" style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;;"><span style="font-size: 1.25em;">هم همجنسگرايی را از ليست بيماريهای خود حدف کرد و آن
را بعنوان يک پديده و گرايش طبيعی برسميت شناخت. دليل تآخير زياد سازمان بهداشت
جهانی در برسميت شناختن همجنسگرايی مخالفت و مقاومت نمايندگان کشورهای ديکتاتورزده
عضو اين سازمان است که باعث شدند&#160; جمله بنديها هم حتی الامکان کم رنگ شوند.
اما جمله اصلی در اسناد سازمان بهداشت جهانی می گويد:&#160; ” نفس گرايش جنسی بعنوان
اختلال تلقی نمیشود.”بعد از سال 1973 تعداد هر چه بیشتری از کشورها قوانين خود را
بر اساس آخرين دست آوردهای علمی در باره جنسیت و همجنسگرایی تنظیم نموده و در این
مسیر حقوق اجتماعی- مدنی همجنسگرایان را در قوانین خود تثبیت کردند تا جایی که
امروز در قوانین تمام کشورهای اروپایی، آمریکا، استرالیا، اسرائیل، افریقای جنوبی
و کلآ در همه کشورهایی که دارای دمکراسی هستند، حقوق همجنسگرایان تثبیت شده است.
آخرین کشوری که بیمار بودن همجنسگرایان را لغو کرده و حقوق همجنسگرایان را برسمیت
شناخته، کشور چین می باشد.تلاش برای تثبیت حقوق همجنسگرایان تنها شامل کشورهای
غربی نمی باشد. سالهاست که همجنسگرایان کشورهای غیر غربی از تایلند تا ترکیه، از
مکزیک تا ایران و از لبنان و مصر تا بولیوی&#160; در تلاش برای دستیابی به حقوق
خود هستند و دست آورهای مهمی هم داشته اند. در کشور ما، چند سالی است که موضوع
جنسیت در جامعه حاد شده و هرچند که تضييقات و فشارهای موجود امکان پرداخت جدی و
علنی را از علاقمندان سلب ميکند اما به برکت اينترنت سايتهای زيادی کم و بيش به
اين مسائل گريزی هر چند ناقص می زنند. با اینهمه، از مسير همين تلاشهاست که
برداشتهای بی پايه و سنتهای بدون پشتوانه عقل و منطق فرسوده و ديدگاههای علمی و
امروزی در باره جنسيت در فرهنگ اجتماعی ريشه دوانده و بمرور خود را تثبيت
میکنند.اما ظاهرآ مسير چنين حرکتی چندان هم ساده نیست. بنابراین شناخت صحيح از
موانع و مشکلات پيش رو از يک طرف و جمع آوری بيشترين نيروی ممکن در اردوی خواهان
آزادی جنسی و همکاريهای نزديک و دست زدن به ابتکارات تازه، راه دست يابی جامعه به
آگاهيهای جنسی و هزينه برقراری آزادی جنسی منطبق با حقوق بشر و شايسته يک جامعه
مدرن را کم خواهد کرد.جامعه پزشکان و روانشناسان ما يکی از مولفه های جدی در اردوی
روشنگری و آگاهی رسانی در باره مسائل جنسي می باشد چرا که مسئله با سلامتی و
بهداشت روانی اجتماعی سر و کار دارد. و به همين دليل بايد با اعلام صریح نظرات
علمی به دفاع از شرف حرفه ای خود اقدام کنند.بخشی از دوستان اما گويا همچنان با
مسئله همجنس خواهی مشکل دارند. يعنی هر چند که محترمانه برخورد میکنند و از حق
حيات همجنسگرايان دفاع می نمایند اما&#160; در حال و هوای قبل از نيمه اول قرن
جاری سير کرده و تازه به بررسی اين مسئله رسيده اند که آيا همجنسگرايی بيماری است
يا نه و اگر هست چگونه بيماری ای؟ اختلال روانی؟ هورمونی؟ يا ناشی از تربيت
خانوادگی.صد البته نفس کنجکاوی چيز مثبتی است و شکی در اين نيست که بزودی اين
دوستان به همان نقطه ای خواهند رسيد که همکاران آنها در کشورهای ديگر دهه ها پيش
بدان رسيده اند. و آن اينکه همجنسگرايی بيماری نيست بلکه گرايش طبيعی و جنسي بخشی
از انسانهای اجتماع است</span>.<br /><br />.</span><strong><span dir="rtl" lang="FA" style="font-size: 12pt; font-family: Tahoma;">منابع:</span></strong><span dir="rtl" lang="FA" style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;;">&#160; </span><span dir="ltr"></span><strong><em><span style="font-size: 12pt; font-family: Tahoma;"><span dir="ltr"></span>1 - Ronald Bayer. 1987. Homosexuality and American Psychiatry:
The politics of Diagnosis. </span></em></strong><strong><em><span style="font-size: 12pt; font-family: Tahoma;">Princeton</span></em></strong><strong><em><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;;"><br />
 </span></em></strong><strong><em><span style="font-size: 12pt; font-family: Tahoma;">University</span></em></strong><strong><em><span style="font-size: 12pt; font-family: Tahoma;">
press.</span></em></strong><strong><em><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;;"><br />
</span></em></strong><strong><em><span style="font-size: 12pt; font-family: Tahoma;">Princeton</span></em></strong><strong><em><span style="font-size: 12pt; font-family: Tahoma;"> New
Jersey.USA</span></em></strong><strong><span style="font-size: 12pt; font-family: Tahoma;">2- Harold I. Kaplan, MD,
Benjamin J. Sadock, MD, Jack A. Grebb, MD. 1994.&#160; Kaplan and Sadock’s
Synopsis of Psychiary Behavioral Sciences Clinical Psychiatry . 7 th edition.
William and Wilkins.</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;;"><br />
</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; font-family: Tahoma;">Baltimore</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; font-family: Tahoma;">, </span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; font-family: Tahoma;">Maryland</span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; font-family: Tahoma;">, </span></strong><strong><span style="font-size: 12pt; font-family: Tahoma;">USA</span></strong><span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA" style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;;"><span dir="rtl"></span> <br /></span></div><div style="text-align: right"> </div>   <p style="clear:both;"> 
    <a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C.html?_c=feed-atom-full#comments">Read and post comments</a>   |   
    <a href="http://www.vox.com/share/6a00e398e57f8a000500f48d02a2070001?_c=feed-atom-full">Send to a friend</a> 
</p>

                </div>
            ]]>
        </content> 
    </entry> 
    
    <entry>
        <title>مطالبی که در این وبلاگ می خوانید</title>   
        <link rel="alternate" type="text/html" title="مطالبی که در این وبلاگ می خوانید" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF.html?_c=feed-atom-full" />  
        <link rel="service.post" type="application/atom+xml" title="مطالبی که در این وبلاگ می خوانید" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF.html?_c=feed-atom-full#comments" /> 
        <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" title="مطالبی که در این وبلاگ می خوانید" href="http://www.vox.com/atom/svc=post/asset_id=6a00e398e57f8a000500e398e5883a0005" />          <id>tag:vox.com,2008-03-13:asset-6a00e398e57f8a000500e398e5883a0005</id>
        <published>2008-03-13T13:18:09Z</published>
        <updated>2008-03-13T13:23:31Z</updated>
    
        <author>
            <name>hamjensgra</name>
            <uri>http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full</uri>
        </author>
    
        
        <content type="html" xml:base="http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full">
            <![CDATA[
                <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" xmlns:at="http://www.sixapart.com/ns/at">
        <p></p><div style="text-align: right"><br /><div style="text-align: center"><br /><a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87-%DA%AF%D9%85%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AD%D8%AB-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%81%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86.html"><span style="font-size: 1.5625em;">حلقه گم شده در مباحث روشنکران مذهبی</span></a><br /></div><br /><div style="text-align: center"><span style="font-size: 1.5625em;"><br /><a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86.html">رد پای همجنسگرایی در تاریخ ایران</a><br /><br /><br /><a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%84-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-%D9%88-%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4.html">گرایش جنسی و علل همجنسگرایی</a><br /><br /><br /><a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%84-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-%D9%88-%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4.html">سخنرانی مادر یک همجنسگرا</a><br /><br /><br /><a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D9%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%82%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3.html">پدیده همجنسگرایی در حیوانات هم دیده می شود</a><br /><br /><br /><a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C.html">نگاهی اجمالی به دلائل مخالفت با همجنسگرایی</a><br /><br /><br /><a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C.html">پاسخ به پرسش های شما در باره همجنسگرایی</a><br /><br /><br /><a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85.html">چرا من همجنسباز نیستم ولی همجنسگرا هستم</a><br /><br /><br /><a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C.html">نقش جنسی، رفتار جنسی و هویت جنسی و تفاوت های آنها</a><br /><br /><br /><a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C.html">اخلاق چیست و تفاوت اخلاق فرمایشی با اخلاق پویا</a><br /><br /><br /><a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%D9%8A%DA%A9%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%86%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%AF.html">نامه انجمن روانشناسان آمریکا به مجلس فنلاند</a><br /><br /><br /><a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%8A%D8%B1-%D8%B4%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C.html">حقوق بشر و هنجارهای اجتماعی</a><br /><br /><br /><a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%D9%8A%DA%A9%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%86%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%AF.html">فاکت های علمی در رد بچه باز بودن همجنسگرایان</a><br /><br /><br /><a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%81%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%88%D8%AC-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF.html">روابط بین جفت های همجنسگرا الگویی برای دگرجنسگرایان</a><br /><br /><br /><a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%AA%D9%86%DA%AF-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF.html">تنگ نظری بیشتر از این نمی شود</a><br /><br /><br /><a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%86%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1.html">ایران و چین و حقوق همجنسگرایان در دو کشور</a><br /><br /><br /><a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%86%D9%81%D8%B9-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF.html">نفع عمومی ایجاب می کند که همه در باره همجنسگرایی صحبت کنیم</a><br /><br /></span><br /><br /><br /><br /><br /><br /><br /></div></div><div style="text-align: center"></div>   <p style="clear:both;"> 
    <a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF.html?_c=feed-atom-full#comments">Read and post comments</a>   |   
    <a href="http://www.vox.com/share/6a00e398e57f8a000500e398e5883a0005?_c=feed-atom-full">Send to a friend</a> 
</p>

                </div>
            ]]>
        </content> 
    </entry> 
    
    <entry>
        <title> ایران و چین و حقوق همجنسگرایان دو کشور</title>   
        <link rel="alternate" type="text/html" title=" ایران و چین و حقوق همجنسگرایان دو کشور" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%86%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1.html?_c=feed-atom-full" />  
        <link rel="service.post" type="application/atom+xml" title=" ایران و چین و حقوق همجنسگرایان دو کشور" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%86%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1.html?_c=feed-atom-full#comments" /> 
        <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" title=" ایران و چین و حقوق همجنسگرایان دو کشور" href="http://www.vox.com/atom/svc=post/asset_id=6a00e398e57f8a000500f48d029e440001" />          <id>tag:vox.com,2008-03-13:asset-6a00e398e57f8a000500f48d029e440001</id>
        <published>2008-03-13T12:25:31Z</published>
        <updated>2008-03-13T12:25:31Z</updated>
    
        <author>
            <name>hamjensgra</name>
            <uri>http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full</uri>
        </author>
    
        
        <content type="html" xml:base="http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full">
            <![CDATA[
                <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" xmlns:at="http://www.sixapart.com/ns/at">
        <div style="text-align: right">

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span dir="rtl"></span><strong><span dir="rtl" lang="FA" style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma;"><span dir="rtl"></span> <span style="color: blue;"></span></span></strong></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl" lang="FA">م<span style="font-size: 1.25em;">سئولان
قانون گذاری ما&#160; از موضع پیشداوریها و تعصبات مذهبی خود همجنسگرایان را به تا
حد ممکن به حاشیه رانده و&#160; برای تضمین سرکوب، عشق انسانی آنها را با اعدام
پاسخ می دهند، روشنفکران، مخالفان سیاسی و همچنین فعالان گروههای مختلف اجتماعی و
حقوق بشری از طرح مصائب و فشارهای وارده بر اقلیت های جنسی با این بهانه واهی طفره
می روند که مردم ما آمادگی اینگونه مسائل را ندارند و عنوان می کنند که فعلآ وقت
این حرفها نیست و مردم این چیزها برایشان زود است و… اما نباید تسلیم این گونه
ترفندها شد و باید به اشکال مختلف سعی شود تا اینگونه استدلالهای خالی از پشتوانه
منطق را از اعتبار بیفتند&#160; تا افراد هر چه بیشتری را به سمت حمایت از حقوق
بخشی از شهروندان کشیده شوند.</span></span></span><span style="font-size: 1.5625em;"></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.5625em;"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span>کشور چین علیرغم پیشرفتهای اقتصادی خود اما
همچنان کشوری با قوانین غیر دمکراتیک و جامعه ای سنتی است. حزب ایدئولوژیک حاکم در
چین ( حزب کمونیست) دهه های متوالی بطور سیستماتیک به سرکوب همجنسگرایان مبادرت
کرد و همجنسگرایی را زاده فرهنگ منحط سرمایه داری غرب و نتیجه زوال ارزشهای انسانی
در آن جوامع می دانست اما واقعیتها سر سخت تر از آن بودند و دولت چنین علیرغم همه
بگیر و ببندها و بستن سایتهای همجنسگرایان، در نهایت به حقوق همجنسگرایان چینی
اعتراف کرد و چهار سال پیش در سال 2001 میلادی همجنسگرایی را از لیست ” اختلالات
روانی” حذف نمود. هر چند دولت چین کماکان به همجنسگرایان روی خوش نشان نمی دهد و
حتی بعضی از سایتهای آنها را سانسور می کند اما با اینهمه چندی پیش تحت فشارهای
فزاینده همجنسگرایان آن کشور و همچنین گرههای حقوق بشری بین المللی مجبور شد عمده
ترین و وسیعترین سایت همجنسگرایان آن کشور را از زیر سانسور خارج کند و به آن
اجازه فعالیت دهد.</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>
www.gaychinese.com<span dir="rtl" lang="FA">هرچند فرهنگ و جامعه چینی برای پذیرش
همجنسگرایان خود راه درازی در پیش دارد اما اقدام دولت آن کشور نشان از عقلانی تر
شدن راه و روش سیاستمداران آنجا را دارد، چرا که نمیتوان علم&#160; و داده های
علمی را به دلیل حاکمیت سنت های کهنه نفی کرد، چه پیشرفت و ترقی یک کشور باید در
همه زمینه ها تضمین شود و گرنه&#160; پیشرفت اقتصادی چین از اعتبار و احترام معنوی
افکار عمومی جهان محروم خواهد بود و این در درازمدت به ضرر آن کشور تمام می شود.
کشور کوچک سریلانکا نمونه دیگری است که همجنسگرایان آن کشور در راه کسب حقوق خود
پیشرفتهای قابل توجه ای برداشته اند و چند ماه پیش برای اولین باردر تاریخ،
توانستند گی پراید ( کارنوال) خود را در قالب یک مراسم جشنی در پایتخت اجرا کنند.
کشورهای لبنان، ترکیه و اندونزی هم نمونه های دیگری هستند که تا حدود زیادی از نظر
ساخت اجتماعی و مذهبی به ایران شبیه اند با اینهمه در این کشورها&#160; در راه
آشتی و پذیرش حقوق همجنسگرایان&#160; قدمهای بسیار مثبتی برداشته شده است. کشورهند
پروسه قانونی کردن همجنسگرایان را طی می کند و مسئولان حکومتی مصر نیز اخیرآ
رفتارهای بهتری در این رابطه در پیش گرفته اند. همه اینها نشان می دهند که ممکن
است با کمک تعصب و پیش داوری و در پناه سنت و فرهنگ جامعه برای مدتها حقوق
همجنسگرایان را نفی کرد اما هر وقت عقل، منطق، دانش و معنویت اخلاقی حاکم شود
آنوقت قانونی کردن همجنسگرایی کار مشکلی نخواهد بود.کشور ما یکی از کشورهای مهم
منطقه است، از نظر صنعتی، اقتصادی، فرهنگی و مطالبات حقوق بشری از خیلی از کشورهای
گفته شده در موقعیت مناسبتری است با اینهمه همجنسگرایان ایران از نظر حقوقی در
زمره بدترینها در جهان هستند. بر مسئولان و دیگر نیروهای اجتماعی است که برای این
تناقض راه حلی بیابند و بزرگترین اقلین جنسی کشور یعنی همجنسگرایان را بیش از این
از حقوق اجتماعی / مدنی اشان محروم نکنند.مسئله قانونی بودن ترانس سکشوالها در
کشور ما نمونه جالبی است؛ ترانس سکشوالها به همان نسبت&#160; همجنسگرایان با پیشداوری
و نفی فرهنگی مواجه هستند اما قانونی بودنترانس سکشوالها در کشور و داشتن حق تغییر
جنسیت این را ثابت می کند که میتوان قانونآ حقوق اقلیتهای جنسی را تضمین کرد هر
چند که اذهان عمومی آمادگی آن را ندارد، چه تضمین حقوق یک قشر اجتماعی باعث می شود
که افراد آن گروه در پناه قانون بتوانند امر روشنگری اجتماعی را بدون ترس از
دستگیری و زندان، پیش برده و به آگاهی جامعه کمک کنند و از طرف دیگر وسایل ارتباط
جمعی بدون ترس و واهمه از سانسور به اطلاع رسانی عمومی اقدام نمایند.بعضی ها
استدلال می کنند که قانونی شدن همجنسگرایی به شیوع هر چه بیشتر این پدیده کمک می
کند در حالی که این&#160; ادعا صحت ندارد.&#160; قانونی شدن همجنسگرایی به علنی
شدن افرادی کمک می کند که فعلآ در پستوها زندگی را می گذرانند اما به بیشتر شدن
تعداد افراد همجنسگرا نمی انجامد همانطور که قانونی کردن ترانس ها به بیشتر شدن تعداد
این افراد نینجامیده است.عده ای می گویند که قانونی شدن همجنسگرایی تهدیدی بر علیه
ارزشهای فرهنگی/ مذهبی کشور است و بنیان خانواده را تهدید می کند. اما مگر کدام
کشور در جهان وجود دارد که مذهب ندارد یا خانواده را ارج نمی گذارد؟ جالب اینکه
همین استدلال سالهای سال توسط جوامعی که امروزه همجنسگرایایی در آنها قانونی است
هم تکرار می شده و قانونی بودن همجنسگرایان در آنها در طی اینهمه سال نشان می دهد
که&#160; این استدلال واقعی نیست چه نه تنها فرهنگ آنها منحط نشده و بنیان خانواده
در آنها متزلزل نگردیده بلکه مهمتر از آن اعتبار و احترام معنوعی جهانی را هم
برایشان به ارمغان آورده است.عده ای استدلال می کنند که همجنسگرایی انتخابی است و
افراد لازم نیستند انتخاب کنند که همجنسگرا شوند. این استدلال چیزی نیست جزء
نادانی و پناه گرفتن در پناه آن، در مطالب مختلف همین جزوه با دلیل و منطق نشان
داده ایم که گرایش جنسی یک امر انتخابی نیست و هیچ فردی نمی تواند تصمیم بگیرد که
به این یا آن جنس&#160; تمایل داشته یا نداشته باشد. گرایش جنسی با انتخاب هویت
جنسی فرق دارد. اما حتی اگر منطق ( بی منطق) انتخابی بودن همجنسگرایی را قبول کنیم
آیا انسانها نباید حق انتخاب راه و روش زندگی خود را داشته باشند؟ آیا دیگران
نباید به حق انتخاب افراد احترام بگذارند؟ اعمال فشار و سرکوب همجنسگرایان&#160;
در کشور ما،&#160; اما، حاکی از تمامیت خواهی دینی ( یا شبه دینی) مسئولان کشور
است و با شفافیت سازی و&#160; اعمال اراده فردی در زندگی خصوصی افراد منافات دارد.
عقل سلیم حکم می کند که آزادی اساسی ترین حقوق هر انسانی است، و برابری شهروندان
در برخورداری از حق و عدالت در برابر قانون و همچنین در اعمال اراده برای ساماندهی
به زندگی فردی و اجتماعی را باید حکومتگران برای افراد جامعه تضمین کنند. دوره و
عهد رعیت انسان و پیروی بی چون و چرای او از کاهنات و آیه های آسمانی سپری شده،
همچنین دوره تسلط ” پیروان حق” بر ” پیروان باطل”&#160; هم با اعمال زور و سرکوب
سپری گردیده چرا که چنین دیدی، تنها آرامش را در چیره شدن بر دیگران تعریف می کند
و این با صلح و آشتی و برابری حقوقی انسانها و نگاه به جهان پیرامون از زاویه علمی
منافات دارد و از طرف دیگر ” پیروان حق در یک جامعه ممکن است در جامعه و کشوری
دیگر ” پیروان باطل” قلمداد شوند. پس بر متولیان دین است که چهره ای انسانی و غیر
خشن از دین خود معرفی کنند، به اراده و اختیار انسانها احترام بگذارند و انسانها
را به دوست و دشمن و خودی و غیر خودی تقسیم نکنند. آنوقت است که رابطه با خداوند
رابطه ای قلبی و صادقانه خوهد بود و نه از روی اجبار و فشار و برای حفظ ظاهر و زهد
فروشی که عاقبت به ریاکاری می انجامد چرا که گسترش و تشدید قدرت حاکمان به&#160;
گسترش اخلاقی نمی انجامد. اعمال سیاست به معنای&#160; کیفر دهی انسانها نیست بلکه
به معنای حق گذاری است.نتیجه آنکه، همجنسگرایان نه تهدیدی بر علیه خانواده هستند و
نه علیه فرهنگ و مذهب. آزادی و شکوفایی انسانی افراد در خدمت شکوفایی تمام ارزشهای
امروزی و انسانی است. وقت آن رسیده که تک تک ما ایرانیان در هر جا و مقام و سطح و
قشر اجتماعی که هستیم در روشن کردن افکار عمومی در باره همجنسگرایان کشور بعنوان
بخشی از شهروندان و هموطنان&#160; خود کمک کنیم و یادمان نرود که هر کسی ممکن است
همجنسگرا باشد از جمله ممکن است دوست، همکار، همکلاسی یا یکی از اعضا خانواده ما
همجنسگرا باشد. وظیفه هر فرد مسئول و آگاهه اسا که با صحبت علنی از همجنسگرایی،
آگاهی رسانی در باره این پدیده و حمایت از حقوق انسانی همجنسگرایان به اصلاح
فرهنگی جامعه خود کمک کند.&#160;امیدواریم با چاپ این جزوه توانسته باشیم خود قدمی
در این راه برداریم. از شما خواننده عزیز هم تقاضا داریم و خواهش می کنیم که با
پخش و انتشار هر چه وسیعتر این جزوه، به سهم خود در این نیت خیر شریک شوی.</span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.5625em;"><span dir="rtl" lang="FA">علاقمندان
به دریافت اطلاعات بیشتر در باره همجنسگرایی و همجنسگرایان، میتوانند به آدرس سه
نشریه</span><span dir="ltr"></span><span lang="FA"><span dir="ltr"></span> <span dir="rtl">ای که توسط همجنسگرایان کشور منتشر می شود مراجه کنند:</span></span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl" lang="FA"><span style="font-size: 1.25em;">مجله
ماها:</span> </span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span lang="FA"><a href="mailto:majaleh_maha@yahoo.com"><span lang="EN-GB" style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma;">majaleh_maha@yahoo.com</span></a></span></p>

</div><div style="text-align: right"> </div>   <p style="clear:both;"> 
    <a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%86%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1.html?_c=feed-atom-full#comments">Read and post comments</a>   |   
    <a href="http://www.vox.com/share/6a00e398e57f8a000500f48d029e440001?_c=feed-atom-full">Send to a friend</a> 
</p>

                </div>
            ]]>
        </content> 
    </entry> 
    
    <entry>
        <title>نفع عمومی ایجاب می کند که دگرجنسگرایان به آگاهی رسانی د</title>   
        <link rel="alternate" type="text/html" title="نفع عمومی ایجاب می کند که دگرجنسگرایان به آگاهی رسانی د" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%86%D9%81%D8%B9-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF.html?_c=feed-atom-full" />  
        <link rel="service.post" type="application/atom+xml" title="نفع عمومی ایجاب می کند که دگرجنسگرایان به آگاهی رسانی د" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%86%D9%81%D8%B9-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF.html?_c=feed-atom-full#comments" /> 
        <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" title="نفع عمومی ایجاب می کند که دگرجنسگرایان به آگاهی رسانی د" href="http://www.vox.com/atom/svc=post/asset_id=6a00e398e57f8a000500e398e57c8d0004" />          <id>tag:vox.com,2008-03-13:asset-6a00e398e57f8a000500e398e57c8d0004</id>
        <published>2008-03-13T12:23:29Z</published>
        <updated>2008-03-13T12:23:29Z</updated>
    
        <author>
            <name>hamjensgra</name>
            <uri>http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full</uri>
        </author>
    
        
        <content type="html" xml:base="http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full">
            <![CDATA[
                <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" xmlns:at="http://www.sixapart.com/ns/at">
        <div style="text-align: right">

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><strong>&#160;</strong></p>



<span dir="rtl" lang="FA" style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;;"><span style="font-size: 1.25em;">فارغ از وضعیت سیاسی حاکم،&#160; همه شواهد حاکی از
آن است که جامعه و مردم&#160; نسبت به موضوعات جنسی کنجکاو بوده&#160; و آمادگی
برای یادگیری در باره مسائل جنسی، از جمله پدیده همجنسگرایی را دارا هستند.همچنین
از برکت اینترنت و روشنگری خود همجنسگرایان،&#160; طیف وسیعی از روشنفکران، فعالان
سیاسی و گروههای مختلف اجتماعی، دید منفی یک دهه پیش در باره همجنسگرایی و
همجنسگرایان را کنار نهاده و در صحبتهای خصوصی و در لفافه به حقوق مدنی اجتماعی
همجنسگرایان اعتراف می کنند.&#160;هرچند که این دو فاکتور، یعنی آمادگی&#160;
جامعه و تحول ذهنی روشنفکران، خود قدمی به جلو است ولی کافی نیست چرا که بسیاری از
روشنگران اجتماعی، جهت دهندگان افکار عمومی و فعالان عرصه های مختلف حقوقی، در عین
اعتراف ضمنی به حقوق&#160; همجنسگرایان، اما طرح&#160; و مطالبه علنی حقوق
همجنسگرایان در شرایط امروز را زودرس می دانند و یا ادعا می کنند که ابتدا باید
نظامی دمکراتیک در کشور ایجاد شود و بعد بحث حقوق همجنسگرایان را مطرح کرد.
اینگونه استدلالات ضعیف، بی پایه و سطحی اند. سکوت روشنفکران و آگاهگران اجتماعی
در باره ظلم و بی حقوقی ای که بر همجنسگرایان روا می شود، با این بهانه که حالا
وقت این حرفها نیست، در واقع ماست مالی کردن موضوع با هدف شانه خالی کردن از
مسئولیت فردی - اجتماعی خود است تا&#160; آسوده سر بر بالین نهند و ضعف استدالالی
آن چنان عیان است که کمتر کسی خریدار آن می باشد. واقعیت این است که سکوت
روشنفکران و نیروهای فعال اجتماعی تا حدودی از کم دانشی آنها از مسئله همجنسگرایی
ناشی می شود که خود نشان از آن دارد که روشنفکران و فعالان فرهنگی- اجتماعی ما از
حس جوینده گی و پرسشگری کافی برخوردار نبوده و نیستند و نتیجتآ بدنبال کسب دانش و
آگاهی از موضوع همجنسگرایی نبوده اند.علت دیگر بی اعتنایی فعالان فرهنگی اجتماعی
ما نسبت به همجنسگرایی و همجنسگرایان، روحیه و منش هموفوبیایی ( آگاهانه یا
ناآگاهانه) درون آنهاست؛ به این معنی که کلآ روشنفکران و دیگر افراد پر مدعای
جامعه ما کلآ همجنسگرایی و گرایش به همجنس را دارای بار ارزشی و اعتباری کمتری
نسبت به دگرجنس خواهی می دانند و در نتیجه ” به زحمتش هم نمی ارزد” که به کسب
اطلاعات در باره آن پرداخته شود. این ” کمترارزشی ” دانستن همجنسگرایی و گریز و
کناره گیری از همجنسگرایان، قبل از هر چیز به ضرر رشد خود فرد و جامعه تمام می
شود؛ به شکلی که همجنسگرایان را از علنی کردن خود باز می دارد و برداشت و باور غلط
عمومی که گویا همه انسانها دگرجنسگرا هستند، تعدیل نمی شود و دگرجنسگرایی اجباری
هر چه بیشتر ریشه می دواند. سکوت و کتمان سازی در باره همجنسگرایی در بسیاری از
مواقع باعث&#160; درد و رنج شدید، کدورت ها و جدایی در خانوادها می شود از جمله
هنگامی که فردی در خانواده همجنسگرا باشد و دیگر اعضا خانواده بدلیل ناآشنایی و
ناآگاهی از موضوع از توان درک و فهم مسئله عاجز مانده و در نتیجه خشم و کینه، قهر
و جدایی&#160; ونفی و سرکوب هویت جای مهر و دوستی و محبت و دیگر علائق خانوادگی می
گیرد.&#160;از طرف دیگر احساس بی مسئولیتی و بی توجهی به رنج و دردی که همین امروز
از ناحیه&#160; ناآگاهی عمومی متوجه اقلیت ده درصدی همجنسگرایان&#160; کشور می شود
را روشنگران ما و مدافعان حقوق بشر چگونه توضیح می دهند و به چه دلیل از مسئولیت
روشنگری و آگاهی رسانی خود شانه خالی می کنند؟این همجنسگرا گریزی تبلور همان چیزی
است که هموفوبیا ( ترس، وحشت، گریز و سکوت در باره همجنسگرایی و بی رغبتی به کسب
آگاهی در باره آن.) نام دارد. امروزه&#160; در غرب اطلاق هموفوب بودن( به معنای
ترس و گریز و کینه ازهمجنسگرایی و همجنسگرایان و مخالفت با آنها) به یک نفر نوعی
فحش سیاسی فرهنگی تلقی می شود اما روشنفکر سیاسی/ اجتماعی- فرهنگی کشور ما هنوز به
آن درجه از” چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار” نرسیده&#160; و
همچنان ” پوست کلفت” باقی مانده، پس از ” مزین شدن” به صفت هموفوب هم باکی ندارد و
این جایگاه روشنفکران و روشنگران امروز جامعه ما را می رساند که براستی دردناک
است. روشنفکر غربی بر این ادعاست که نسبت به&#160; درد و رنج انسانها حساس است و
در برابر آن سکوت نمی کند، پس اطلاق کلمه هموفوب بخودش را بر نمی تابد و به دفاع
علنی از حقوق همجنسگرایان می پردازد فارغ از اینکه صاحبان قدرت خوششان بیاید یا
نه.سکوت و کتمان سازی در باره همجنسگرایی با ادعای حقوق انسانی- اجتماعی و شهروندی
برابر برای همه انسانها منافات دارد. ادعای حقوق برابر برای همه شهروندان زمانی
معنا می یابد که از حقوق و مسائل و خواسته های همه شهروندان (و گروههای اجتماعی )
سخن گفته شود.&#160;اگر با دقت به جوامع و کشورهای مختلف جهان نگاه کنیم متوجه می
شویم هر جامعه ای که در باره همجنسگرایی سکوت کرده و همجنسگرایان رابه حاشیه
رانده، دیگر گروهها و اقشار اجتماعی&#160; آن جامعه هم ( به دلائلی از جمله مذهب،
خواستگاه اجتماعی، زبان، جنسیت و یا…) از حقوق خود محروم مانده اند. پس تنها راه
عدالت اجتماعی و شهروندی طرح مسائل همه شهروندان و گروهها&#160; و مقابله با تبعیض
بر هر اساسی است.سکوت و پنهان کاری در باره همجنسگرایی در خدمت ادامه سکسیم،
مردسالاری و هتروسکسیسم است چرا که استانداردها و نرم های فعلی جامعه تنها به یک
نوع گرایش جنسی اعتراف می کند و آن را اخلاقی و درست می داند. همین نرم و
استاندارد فرهنگی حاکم استقلال جنسیت زن را نفی و زنان را&#160; شهروند درجه دوم
محسوب می کند. بر همین اساس با طرح مسائل همجنسگرایان ( از جمله زنان لزبین) و
استقلال جنسیت زنان حداقل میتوان اعتبار چنین فرهنگی را زیر سئوال برد و بدین طریق
دررابطه با عدالت&#160; فرهنگی - جنسی- اجتماعی وشهروندی به مسئولیت
دگرجنسگرایانه-&#160; فرهنگی - شهروندی - روشنفکری و اجتماعی خود عمل کرد.&#160;هر
چند این ادعا که همجنسگرایان خود باید ابتدا پیشقدم شوند و مسائل خود را مطرح
کنند، خالی از اعتبار نیست اما کل حقیقت نمی باشد.سالهاست که همجنسگرایان کشور، در
نهایت محدودیتهای اجتماعی، خانوادگی و حکومتی، اما شجاعانه به انواع و اقسام روشها
مسائل خود را مطرح کرده اند ولی جامعه (دگرجنسگرایان) همچنان به مسائل آنها بی
توجهی کرده و می کند، وسائل ارتباط جمعی ” روزه همجنسگرایی” گرفته اند و به هیچ
وجه حاظر به نوشتن در باره این مسئله نیستند و روشنفکران و سیاسیون و فعالان دیگر
گروههای اجتماعی همچنان خود را به کوچه علی چپ می زنند. با حکم&#160; اعدام
همجنسگرایان در قوانین کشور، و نا آگاهی اکثر مردم، نمی توان از همجنسگرایان توقع
داشت که به خیابان آمده و در باره مسائل خود اعلامیه و روزنامه پخش کنند. قبل از
هر چیز این کار روشنگران و جهت دهندگان افکار عمومی است که حداقل تا حدودی به
تعدیل جو و ایجاد شرایط مساعد برای علنی شدن همجنسگرایان یاری رسانند. درخواست از
همجنسگرایان برای پیشقدم شدن داستان پونتوس پیلاتوس&#160; حاکم رومی را بیاد آدمی
می اندازد که وقتی عیسی مسیح را به دشمنان مسیح تحویل داد، دستانش را شست و گفت من
کاره ای نیست. حالا هم جامعه دگرجنسگرا اقلیت های جنسی کشور&#160; را نفی کرده و
به حاشیه رانده، در فرهنگ خود آنها را بیمار و روانی تعریف می کند، از شناخت آنها
طفره می رود، قانون اعدام اشان را تحمل می کند و خلاصه درد و رنج این هموطنان همه
از طرف بخش دگرجنسگرای جامعه است اما روشنفکران و آگاهان و متفکران همین جامعه
دگرجنسگرا از خود سلب مسئولیت می کنند و می گویند که خود همجنسگرایان باید بار و
مسئولیت کسب حقوق خود را به تنهایی بدوش بکشند. زمان زیادی از آن روزها که نیروهای
اجتماعی و فرهنگی سیاسی&#160; کشور به سازمانیابی اقشار و گروههای مختلف بی توجه
بوده و همه هم و غم خود را متوجه تحول در قدرت سیاسی کرده&#160; و هرگونه تغییر و
تحول مثبت در موقعیت جنبش ها از جمله جنبش زنان را به بعد از تحول در قدرت سیاسی
موکول می نمودند، گذشته است،&#160; این تجربه&#160; و گفتمان سالهاست که در عمل
شکست خورده و ظاهرآ بکنار نهاده شده است. بی جهت نیست که امروز اهمیت فرهنگ سازی،
ایجاد سازمانهای مدنی و نقشی که جنبشهای اجتماعی در پایه گذاری جامعه مدنی ایفا می
کنند و لزوم به میدان آمدن و شرکت وسیع نیروهای اجتماعی در حرکت بسوی دمکراسی و
اهمیت طرح گفتمان های وسیع، از همه طرف بگوش می رسد، ولی در صحبت از حقوق
همجنسگرایان بعضی ها&#160; دوباره به نسخه های قدیمی و شکست خورده ( واگذاری هر
گونه تحول به بعد از تغییر قدرت سیاسی) متوسل می شوند. اما چنین رویکردی به موضوع
حقوق همجنسگرایان قبل از اینکه اعثقادی باشد بیشتر گریز ، ترس و طفره رفتن از
برخورد با تابوها را منعکس می کند.همه ما از جامعه و فرهنگی می آئیم که نا آشنایی
با همجنسگرایی از صفت های بارز آن است. بنابراین اعتراف به اینکه همه ما کم و بیش
چنین خصوصیتی داریم قدم اول در مسیر حل مشکل است. پنهان سازی و کتمان کردن یکی از
مختصات جوامع استبداد زده است بنابراین کسانیکه برای یک جامعه باز و مدنی مبارزه
می کنند نباید با مختصات و قواعد جامعه بسته حرکت کنند؛ پس باید کتمان سازی و سکوت
را کنار نهاده و به طرح گفتمانهای جدید از جمله همجنسگرایی روی آورد. صفت دیگر
کتمان و سکوت این است که به ریاکاری و تزویر در جامعه کمک می کند. پس جهت دهندگان
به افکار عمومی و ارباب جراید و فعالان اجتماعی نباید با سکوت خود، به گسترش تزویر
و ریا،&#160; یاری رسانند.&#160; موضوع دیگر اینکه برای هدایت جامعه از روحیه سنتی
و عقب مانده باید روشنگری کرد&#160; و گرنه جامعه بخودی خود هیچوقت به ” آمادگی”
لازم برای شنیدن چنین مسائلی دست نخواهد یافت. علاوه بر آن، سکوت در باره&#160;
مسائل یک اقلیت اجتماعی، به ادامه ناآگاهی عمومی در اینباره منجر می شود و دیوار تابوها
هر چه ضخیم تر و در نتیجه صحبت از موضوع هم روز بروز سخت تر می گردد</span>.</span></div><div style="text-align: right"> </div>   <p style="clear:both;"> 
    <a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%86%D9%81%D8%B9-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF.html?_c=feed-atom-full#comments">Read and post comments</a>   |   
    <a href="http://www.vox.com/share/6a00e398e57f8a000500e398e57c8d0004?_c=feed-atom-full">Send to a friend</a> 
</p>

                </div>
            ]]>
        </content> 
    </entry> 
    
    <entry>
        <title>روابط بین جفت های همجنسگرا الگویی برای زوج های دگرجنسگ</title>   
        <link rel="alternate" type="text/html" title="روابط بین جفت های همجنسگرا الگویی برای زوج های دگرجنسگ" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%81%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%88%D8%AC-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF.html?_c=feed-atom-full" />  
        <link rel="service.post" type="application/atom+xml" title="روابط بین جفت های همجنسگرا الگویی برای زوج های دگرجنسگ" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%81%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%88%D8%AC-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF.html?_c=feed-atom-full#comments" /> 
        <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" title="روابط بین جفت های همجنسگرا الگویی برای زوج های دگرجنسگ" href="http://www.vox.com/atom/svc=post/asset_id=6a00e398e57f8a000500f48ce3de8c0002" />          <id>tag:vox.com,2008-03-13:asset-6a00e398e57f8a000500f48ce3de8c0002</id>
        <published>2008-03-13T12:20:52Z</published>
        <updated>2008-03-13T12:20:52Z</updated>
    
        <author>
            <name>hamjensgra</name>
            <uri>http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full</uri>
        </author>
    
        
        <content type="html" xml:base="http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full">
            <![CDATA[
                <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" xmlns:at="http://www.sixapart.com/ns/at">
        <div style="text-align: right">

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl" lang="FA">الگویی
برای زوج های دگرجنسگرا</span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl" lang="FA">تا
کنون تصور عمومی بر این بوده که روابط همجنسگرایان همه موقتی، کوتاه مدت و خالی از
بار و ارزش معنوی است. اما باورمندان به چنین گفته هایی از پرداختن به علل و ریشه
های موقتی و کم دوام بودن روابطجفتهای همجنسگرا طفره می رفتند.هر چه شرایط زندگی
همجنسگرایان مساعد تر باشد، . هر چه حقوق آنها در قوانین، محل کار، تحصیل ، محلات
سکونی و… بیشتر محترم شمرده شود به همان اندازه هم روابط جفت های همجنسگرا از بار
مسئولیت و تعهد برخوردار می شود و تجارب و الگوهای بسیار مثبتی هم برای یادگیری
جفت های دگر جنسگرا ببار می آورند.</span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;">( Jon Gottman)<span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span> جان گوتمن</span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span>&#160;پروفسور روانشناسی&#160; بازنشسته
دانشگاه واشنگتن و روبرت لونسون</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>(Robert
Levenson)<span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span>&#160;
پروفسور روانشناسی دانشگاه برکلی کالیفرنیا با هم به تحقیقی در باره روابط بین جفت
های همجنسگرا دست</span><span dir="ltr"></span><span lang="FA"><span dir="ltr"></span>
<span dir="rtl"></span><span dir="rtl"><span dir="rtl"></span>&#160;زده اند که تمام
برداشتها و ادعاهای کلیشه ای در باره روابط بین همجنسگرایان را به چالش می
کشد.نتیجه این تحقیقات اخیرآ در مجله ” ژورنال همجنسگرایی”</span></span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span>) منتشر شده است. آدرس وب سایت:</span>Journal
of Homosexuality<span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span>(</span></span></p>

<span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;;"><span style="font-size: 1.25em;"><a href="http://www.haworthpressinc.com/web/JH/"><span style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma;">http://www.haworthpressinc.com/web/JH/</span></a><span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span>&#160;برای انجام این
تحقیقات 80 جفت ( 40 زوج دگر جنسگرا و 40 جفت همجنسگرا) از زاویه های مختلف از
جمله درجه خشنودی از رابطه خود، سطح درآمد و تحصیل با هم مقایسه شده اند. چهل
جفت&#160; همجنسگرا شامل اینها می شده:&#160; 12 جفت گی که از روابط خود راضی
هستند، 10 جفت گی ناراضی از روابط خود، 10 جفت لزبین راضی و خشنود از رابطه خود و
8 جفت لزبین ناخشنود از رابطه خود.و در مورد چهل جفت دگرجنسگرا،&#160; 20 جفت راضی
و خشنود از رابطه خود و 20 جفت ناخشنود از رابطه خود برای شرکت در تحقیقات انتخاب
شده بودندآنچه که این تحقیق را با اعتبارتر می کند این است که در انجام این
تحقیقات تنها به جوابهایی که شرکت کنندگان به سئوالات داده اند اکتفا نشده بلکه
بصورت ویدیوئی هم از همه جفت های شرکت کننده، فیلم برداری شده و در حین بحث و
مشاجره هر جفت، ضربان قلب، حالت فیزیکی مثل چشم ها، انقباض ماهیچه ها و شکل نشستن
وحرکات آنها هم فیلمبرداری شده و بعدآ برای خودشان هم نمایش داده شده اند.این
محققان برای اعتبار بیشتر نتایج تحقیقات خود، همچنین به مدت 12 سال، به جمع آوری
اطلاعات و داده ها و اتفاقات در روابط جفت های همجنسگرا دست زده اند که در این مدت
12 ساله،&#160; ازمجموع 40 جفت همجنسگرا، هفت جفت لزبین و یک جفت گی از هم جدا شده
اند. (یعنی حدود 20 درصد)آقای گوتمن می گوید: ” اگر ما این مدت 12 ساله را به چهل
سال تعمیم دهیم میشود 64 درصد&#160; و به نرخ جدایی و طلاق در بین غیر همجنسگراها
که 69 درصد است، نمی رسد.توجه به ضربان قلب افراد همجنسگرایان وغیرهمجنسگرایان
جالب است. جفت های همجنسگرا که با هم اختلاف داشته و از رابطه خود خشنود نبوده
اند، ضربان قلب آنها پائین بوده است در حالی که ضربان قلب پائین در بین جفت های
غیر همجنسگرا که از رابطه خود راضی و خشنودند، دیده می شده است.مورد قابل توجه
دیگر که در این تحقیقات بدست آمده نیز جالب است. گوتمن می گوید: ” جفت های
همجنسگرا صادق تر از جفت های غیر همجنسگرا هستند. آنها واضح و علنی از سکس و اهمیت
اعتماد به هم و خیانت نکردن حرف می زدند. در حالی که در طول 31 سال مطالعه روابط
زوج های غیر همجنسگرا چنین چیزی دیده نشده است. زوج ها و جفت های غیر همجنسگرا
بطور واضح و علنی از سکس حرف نمی زنند. در مطالعه فیلمهای گرفته شده در این
تحقیقات از زوج ها، فهم اینکه غیر همجنسگراها از چه چیزی حرف می زنند مشکل است،
آدم واقعآ نمی فهمد که اینها چی دارند به هم میگویند. در حالی که جفت های همجنس در
صحبتهای خود بلوغ بیشتری نشان می دهند و بدون واهمه بشکلی عادی با هم از سکی صحبت
می کنند.”جان گوتمن می افزاید: “&#160; درجه بلوغ فکری در جفت های همجنسگرا بسیار
بالاتر از درجه بلوغ در جفت های دگرجنسگرا می باشد. جفت های همجنسگر برای اصلاح و
بهبود روابط خود تلاش بیشتری می کنند و در مقایسه با جفت های دگر جنسگرا،&#160;
جفت های همجنسگرا از آگاهی و دانش بیشتری در باره برابری و عدالت برخوردارند و آن
را در روابط بین خود نیز رعایت می کنند.”جان گوتمن که این روزها ریاست ” انستیتوی
تحقیقاتی روابط” &#160;در شهر سیاتل آمریکا را بعهده دارد ( </span>Relationship
Research Istitute<span dir="rtl"></span></span><span dir="rtl" lang="FA"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl"></span>)اضافه
می کند: ” من فکر می کنم که در 200 سال آینده روابط هتروسکشوالها( دگر جنسگرایان)
به نقطه ای خواهد رسید که امروز در روابط بین همجنسگرایان حاکم است. این دو محقق
در تحقیقات و بررسی های اولیه&#160; خود در مورد چگونگی حل اختلافات فی مابین در
روابط یک جفت همجنس با هم و دو غیر همجنس با هم، از روش ها و مدلهای علم ریاضیات
استفاده کرده و در نوبت بعدی&#160; فاکتها و عواملی که به رضایت و خشنودی و یا عدم
رضایت و جدایی یک جفت&#160; منجر می شود، را مورد مطالعه و بررسی قرار داده
اند.اقای گوتمن می گوید ” ما به شیوه های برخورد هر دو گروه دقت کردیم و و متوجه
شدیم که شیوه برخورد جفت های هر دو گروه&#160; بسیار از همدیگر متفاوتند.. جفت های
هتروسکشوال نقطه شروع بحث و جدل با همدیگر را در یک حال و هوای منفی شروع می کنند
در حالی که جفت های همجنسگرا بحث و اختلاف خود را با مزاح و شیوهای مهربانانه آغاز
می کنند. جفت های همجنسگراها در بحث و جدل های خود کمتر حالت تحکم و تسلط خود به
دیگری را بکار می گیرند و در عوض مقدار زیادی احساس مثبت توجه به طرف دیگررا چاشنی
بگو مگوهای خود می سازند..”” شکل و شیوه ای که یک اختلاف نظر و دعوا در بین یک جفت
شروع می شود، مهم است. در روابط هتروسکشوالها، بگو مگوها و دعواها همیشه از یک
نقطه منفی شروع می شود و در تحقیقات ما ثابت شده که اگر دعوا از یک نقطه منفی شروع
شود، در 96 درصد موارد،&#160; بعدآ برخوردها تندتر و باز هم منفی تر ادامه می
یابند. در حالی که گی و لزبین ها گرمتر و دوستانه تر و کمتر کج خلقی می کنند.
میتوان این موارد را بارها و بارها در روابط آنها شاهد بود و در نتیجه طرف مقابل،
یعنی فرد دوم رابطه منظور و پیام اصلی طرف خود را بهتر درک می کند و&#160; مستعد
شنیدن حرف های طرف خود می شود. در عوض در بین زوج های غیر همجنسگرا، بحث و مشاجرات
و دعوا بیشتر سر قدرت است و در دعواها اکثرآ طوری با هم رفتار میکنند که یکی آن
دیگری را خرد و مچاله کند و بر حریف تسلط یابد.”از خلال گفته های گوتمن چنین
استنباط می شود که در روابط جفت های همجنسگرا ” احساس مثبت بر احساس منفی”، غلبه
دارد.” احساسات منفی عامل عمده تری در روابط غیر همجنسگرایان است در حالی که
احساسات مثبت در روابط همجنسگرایان قوی تر است.”گفته می شود که شیوه حل اختلاف در
روابط زوج های همجنسگرا همانا چسب و سریشمی است که این روابط را پایدار نگه می
دارد. گوتمن می گوید: ” جفت های همجنسگرا گفتگو در باره یک موضوع مورد اختلاف بین
خود را با شیوه و روش مثبتی شروع کرده و در خلال گفتگو هم همان روحیه را ادامه می
دهند در نتیجه امکان رسیدن به توافق و حل اختلاف هم راحتتر می شود.”او ادامه می
دهد: ” نتیجه کلی که از این تحقیقات عاید ما شده اینکه همه ما باید آن تصویر غالب
و عمومی منفی در مورد روابط بین جفت های همجنسگرا را به کنار نهیم و به روابط آنها
بعنوان جفت هایی که اهمیت و ارزش زیادی به کانون جفتی خود می دهند، نگاه کنیم. گی
و لزبین ها از توان بیشتری برای تشکیل یک رابطه بالغ مساوات طلبانه برخوردارند.
داده های بدست آمده همینطور دال بر این دارند که جامعه ما باید نگاه خود را عوض
کند و به عشق&#160; ارزش&#160; و احترام بیشتری قائل شود&#160; فارغ از اینکه این
عشق و عاطفه در کجا و بین چه کسانی و با کدام گرایش جنسی متجلی شود</span>. <br /></span></span></div><div style="text-align: right"> </div>   <p style="clear:both;"> 
    <a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%81%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%88%D8%AC-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF.html?_c=feed-atom-full#comments">Read and post comments</a>   |   
    <a href="http://www.vox.com/share/6a00e398e57f8a000500f48ce3de8c0002?_c=feed-atom-full">Send to a friend</a> 
</p>

                </div>
            ]]>
        </content> 
    </entry> 
    
    <entry>
        <title>رد پای همجنسگرایی در تاریخ ایران</title>   
        <link rel="alternate" type="text/html" title="رد پای همجنسگرایی در تاریخ ایران" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86.html?_c=feed-atom-full" />  
        <link rel="service.post" type="application/atom+xml" title="رد پای همجنسگرایی در تاریخ ایران" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86.html?_c=feed-atom-full#comments" /> 
        <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" title="رد پای همجنسگرایی در تاریخ ایران" href="http://www.vox.com/atom/svc=post/asset_id=6a00e398e57f8a000500f48ce3de6e0002" />          <id>tag:vox.com,2008-03-13:asset-6a00e398e57f8a000500f48ce3de6e0002</id>
        <published>2008-03-13T12:18:53Z</published>
        <updated>2008-03-13T12:18:53Z</updated>
    
        <author>
            <name>hamjensgra</name>
            <uri>http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full</uri>
        </author>
    
        
        <content type="html" xml:base="http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full">
            <![CDATA[
                <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" xmlns:at="http://www.sixapart.com/ns/at">
        <div style="text-align: right">

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl" lang="FA">عده
ای از افراد با خلوص و صداقت اما همراه با محدود بینی و عدم عمقی اندیشی ادعا می
کنند که در دوران گذشته تاریخ ایران از جمله در تاریخ باستان همجنسگرایی وجود
نداشته و همجنسگرایی در نتیجه معاشرت و نزدیکی تمدن ایران با تمدنهای دیگر از جمله
تمدن یونانی به ایران راه یافته است. مدعیان چنین نظری به این اکتفا نکرده و از
این ” تئوری” خود این نتیجه را می گیرند که چون پدیده همجنسگرایی ” ایرانی الاصل”
نیست پس فرهنگ ایران نمی تواند با همجنسگرایی آشتی کند و آن را بپذیرد</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>.<span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span> اما افراد مدعی چنین نظری چندین موضوع عمده را به
عمد یا غیر عمد فراموش می کنند.یکی اینکه همجنسگرایی مسری نیست که در نتیجه معاشرت
و نزدیکی اقوام و تمدنها و افراد از یکی به دیگری منتقل شود.گرایش جنسی انسان ذاتی
است که در نتیجه عوامل متعدد و پیچیده شکل می گیرد و&#160; در مطالب مختلف همین
جزوه بارها با استدلال به این مسئله پرداخته ایم. انسان ممکن است در نتیجه محدود
بودن اطلاعات و دانش خود، شناختی از گرایش خود نداشته باشد یا در نتیجه نرم های
اجتماعی آن را سرکوب کند و هویت جنسی مقبول عامه را برای خود برگزیند اما امکان
عوض کردن گرایش درونی خود را ندارد. این گفته را ما از سر خود نمی گوئیم.
علم&#160; سکسولوگی این را می گوید.&#160; تاریخ شناسان و محققانی که در باره
تاریخ همجنسگرایی در جوامع قدیمی و در باره قدمت تاریخی وجود این پدیده&#160; دست
به تحقیقات وسیع زده اند ( متاسفانه اینگونه کتابها نه به فارسی ترجمه شده اند و
نه امکان چاپ دارند) بر این باورند که همجنسگرایی و گرایش جنسی و عاطفی به همجنس
در همه جوامع انسانی و در طول تاریخ بشر وجود داشته است گیریم که جوامع انسانی با
وجود این پدیده در ادوار مختلف و بنا بر فرهنگ و شرایط زیستی خود برخوردهای
متفاوتی داشته اند.موضوع دیگری که مدعیان نبود همجنسگرایی در تاریخ باستان فراموش
می کنند این است که گفته های خود را مستند بیان نمی کنند. به بیان دیگر اصلآ کدام
تاریخ شناس و جامعه شناس ایرانی بوده که با حوصله به ورق زدن تاریخ در جهت کشف رد
پای همجنسگرایی در تاریخ قدیم ایران دست&#160; زده است و بعدآ به این نتیجه رسیده
که همجنسگرایی اصلآ در تاریخ باستان ما وجود نداشته است؟ فراموش نکنیم که همین یک
دهه پیش بود که عده ای می گفتند در ایران اصلآ همجنسگرایی وجود ندارد و همین حالا
هم هستند کسانی که همجنسگرایی را یک پدیده غربی می دانند بدون آنکه تاریخ مبارزات
همجنسگرایان غربی و شکل گیری فرهنگ همجنسگرایی و مسیری که جوامع غربی در
آشنایی&#160; با این پدیده و پذیرش همجنسگرایی&#160; طی کرده اند را بدرستی خوانده
باشند.سومین مسئله این است که گیریم همجنسگرایی در نتیجه روابط و داد و ستد فرهنگی
تمدن ایران با تمدنهای دیگر وارد کشور ما شده است اما آیا این دلیل قانع کننده ای
است که بتوان با استناد به آن به نفی حقوق همجنسگرایان امروز ایران دست زد؟ ما در
تاریخ خود روی تخت خوابیدن، روی میز غذا خوردن، کت و شلوار پوشیدن، حقوق زنان،
دمکراسی و خیلی چیزهای دیگر نداشته ایم. امروز بخشی از اینها وارد زندگی ما شده
اند و برای بدست آوردن بخشی دیگر چه جانفشانی ها که نمی شود. یادمان نرود که
متعصبان، جاهلان و&#160; دیکتاتورها هم با استناد به اینکه دمکراسی، آزادی زنان
وحقوق بشر غربی است، به تخطئه مبارزات و تلاشهای آزادیخواهان می پردازند.موضوع
دیگری که شاید بد نباشد به آن اشاره کنیم این است که بعضی ها معتقدند که
همجنسگرایی کلآ در فرهنگ های غنی که به سطح بالایی از تکامل خود رسیده اند، رشد می
کند و در فرهنگ های جوان که قصد گسترش به مناطق دیگر را دارند کمتر امکان رشد می
یابد. البته در مورد صحت چنین ادعایی شک و تردیدهای فراوانی وجود دارد.و این را
فقط جهت اطلاع خوانندگان آوردیم.&#160;با استناد به تحقیقات محقیقین خارجی
همجنسگرایان و همجنسگرایی در همه ادوار تاریخ و در همه جوامع بوده است و ایران نمی
تواند از این قاعده کلی مستثنی باشد. اما با توجه به فرهنگ و شکل زندگی پیشینیان
صد البته همجنسگرایی هیچوقت جدی گرفته نشده و در نتیجه پرداختن&#160; به آن در
نوشته ها و لوح های تاریخی تقدم نداشته است. با اینهمه وجود تعداد زیادی اصطلاحات
از جمله&#160; بغا، حیز یا ( هیز)، کنده، کنگ، مآبون، مواجر، شاهد باز، نوخط، جمال
پرست، امرد باز، &#160;نظر باز، لوطی، مخنث و….در متون قدیمی ایرانی همه دال بر
این دارند که بهرحال چنین روابطی در بین ایرانیان وجود داشته وبا توجه به شکل
زندگی آن دوران، سطح اطلاعات و دانش و ابزار زندگی و غیره در گذشته های دورنباید
توقع داشت که اصطلاحات و واژه های معمول و مرسوم امروزی را بکار برده باشند.
همچنین با توجه به سطح رشد جوامع قدیمی نمی توان توقع داشت که روابط&#160; دو
همجنس و شکل بروز آن و مسائل حقوقی که امروزه برای اینگونه روابط مطرح شوند، در
ادوار دور هم بایستی چنین بوده باشد. منظور ما این است که بگوئیم چنین کششی بوده.
نقش مذاهب ایرانی و بعدها ورود&#160; اسلام و ضدیت همه اینها با همجنسگرایی را هم
نباید از نظر بدور داشت.روبرت سوریو</span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;">(Robert Surieu)</span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span>کتابی دارد بنام “سرو ناز- نوشته ای عشقی در
باره تم های اروتیکی در ایران قدیم”</span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;">Sarve Naz: an essay on
love and the representation of erotic themes in ancient<br />iran</span>
</p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span>&#160;که در آن می گوید&#160; همجنس گرایی
نزد ایرانیان همچون یونانیان، امری غیر عادی و ناخوشایند بشمار نمی آمد.</span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl" lang="FA">در
پهلوی یک اصطلاح کلی برای ” انحراف جنسی” وجود دارد</span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span>&#160; </span>Abaron marzisnih</span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl" lang="FA">به
معنی مرزیدن وارونه و غیر معمول.&#160; مرزیدن از اصل اوستایی</span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;">Maraz-</span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span>&#160;می باشد و در اوستا معنی مالیدن می
دهد.در بند 12 از یسنا 51 زرتشت آمده: ” در سرمای سخت زمستان زرتشت سوار بر ارابه
ای به خانه یکی از حکمای محلی می رود اما حاکم&#160; از دادن سرپناه به زرتشت
سرباز می زند و زرتشت او را دشنام داده و </span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span>&#160; خطاب می کند.( بمعنای غلامباره)</span>Vaepyo</span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl" lang="FA">گفته
می شود که این قدیمی ترین اشاره به همجنس گرایی در تاریخ ایران است. اما قدر مسلم
اینکه زرتشت این اصطلاح زبانی را همان لحظه کشف نمی کند بلکه مردم آن روزگار و چه
بسا نسل های قبل از آنهاپدیده “غلام باره گی” را می شناخته اند که اصطلاحی هم برای
آن ساخته اند و خود حاکمی که زرتشت او را با این کلمه دشنام می دهد، معنی آن را می
دانسته است.در بند 11 از فردگرد&#160; یک&#160; آمده که “مردگایی” را اهریمن برای
مقابله با اورمزد پدید آورد. در بند 32 از فردگرد هشت،&#160; کننده ی کار دیو پرست
و دیو خوانده می شود. طبق بندهای 26 و 27 فردگرد 32 مجازات “فاعل” و “مفعول” که بر
خلاف میل خود عمل کرده اند تازیانه خوردن تعیین می شود.در متون پهلوی بیشتر از
اوستا به همجنسگرایی اشاره می شود؛ در ” ارداویراز نامه” آمده که در دوزخ ماری به
نشیمن گاه مردی وارد و از دهانش خارج می شد و دلیلش را این آورده اند که:” کون مرز
کرد و مرد بر خویشتن هشت”البته محققان با توجه به نوشته های بعدی در همین رابطه که
در باره همین شخص آمده ( وارونه زن کسان را گاد و با چرب زبانی خویش زنان&#160;
کسان را فریفت و از شوی جدا کرد….) نتیجه می گیرند که منظور این قسمت مرد همجنسگرا
نیست بلکه مردی است که از عقب با زنان عمل سکس انجام می داده است.در ” روایات
داراب هرمزدیار” در مورد اهریمن و سکس با همجنس نیز روایاتی آمده است.طبق&#160; ”
روایت امید اشوهیشتان” یکی از سئوالات پرسیده شده از ” امید اشوهیشتان، موبد بزرگ
قرن چهارم هجری این است: ” کسی که خیتودث&#160; ( ازدواج با محارم) کند و سپس کون
مرز کند، داوری عمل وی چگونه بود؟”&#160; و موبد جواب می دهد: ” هر که کون مرز کند
مرگ ارزان است اما گر درمانده زاری و توبه کند آنگاه عفو می شود.در ادبیات پهلوی&#160;
در باره همجنسگرایی&#160; صحبت بمیان آمده، بخصوص در ” دادستان دینی” که شامل 92
پرسشی است که از “جوان جم” موبد قرن سوم هجری می شود.در دین زرتشت با همجنسگرایی
مخالفت شده و برای همجنسگرایان مجازات سنگینی از جمله اعدام در نظر گرفته شده است
اما اینطور به نظر می رسد که موبدان و پیروان زرتشت نه بر اعدام این جهانی بلکه بر
عقوبتی که خداوند در آن جهان برایشان در نظر گرفته تاکید بیشتر کرده اند.</span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.25em;"><span dir="rtl" lang="FA">بعد
از این تاریخ دیگر اشاره به همجنسگرایی در کتابها و ادبیات ایران بوفور دیده می
شود از جمله در “سلوک الملوک”، ” مروج الذهب”، ” تاریخ الوزرا”، “صحاح الفرس”، ”
دیوان سنائی”، تاریخ بیهقی”، ” رساله دلگشا”، “کیمیای سعادت”، ” مثنوی”، ” گلستان”
و…..&#160; که از آن می گذریم.</span></span></p>

<span dir="rtl" lang="FA" style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;;"><span style="font-size: 1.25em;">در بررسی تاریخی همجنس خواهی یک موضوع بغایت مهمی را
نباید فراموش کرد و آن اینکه در ادبیات و تاریخ نه تنها ایران بلکه ملل دیگر نیز
همینطور، بیشتر روابط جنسی یک مرد بالغ با یک نوجوان بدون ریش و سبیل و بعبارتی
بچه بازی ( پدوفیلی) نقش و نگار شده و این ربطی به موضوع همجنسگرایی و خواسته های
همجنسگرایان که تنها در این دهه های اخیر مطرح شده اند، اشتباه گرفته نشود.
همجنسگرایان با بچه بازی و پدوفیلی کاملآ مخالفند و هر گونه سوء استفاده جنسی (و
غیر جنسی) از کودکان و افراد نابالغ را مردود می دانند. منظور ما از از آوردن
مثالهای تاریخی این بوده که نشان دهیم گرایش به همجنس وجود داشته است. همجنسگرایی
بمعنای عشق و علاقه و احساس و گرایش دو انسان عاقل و بالغی است که بنا به نیاز و
بر اساس اختیار طرفین به هماغوشی&#160; برقراری&#160; رابطه با هم رو می آورند. و
در صد سال گذشته است که همجنسگرایان توانسته اند با مبارزات و روشنگری خود ثابت
کنند که احساس و عشق آنها ب با بچه بازی و کودک آزاری متفاوت است و خواستار برسمیت
شناختن حقوق خود شده اند. پسصحبت ما از روابط جنسی دو همجنس در تاریخ بمعنای تائید
بچه بازی و اشعار و نمادهای مختلف بیانگر آن در ادبیات و تاریخ گذشته نیست . صحبت
این است که در آن زمانها آن سطح از آگاهی و دانش وجود نداشته که بشریت امروز به آن
رسیده. مسئله&#160; این است که چنین احساسی وجود داشته گیریم به غلط مورد استفاده
قرار گرفته یا فقط بخش غلط و نادرست آن برای ما باقی مانده.بله، همجنسگرایی و
همجنسگرایان هیچوقت به شکل مدرن امروزی که چندین دهه است در جوامع غربی جا افتاده،
در جامعه ما مورد قبول و جا افتاده نبوده است ولی ریشه آن را باید در همان جایی
جستجو کرد که چرا با اینهمه تاریخ هزاران ساله، هنوز ایران یک کشور جهان سومی است،
چرا در حالی که ایران هرگز به معنای کامل کلمه مستعمره نبوده اما حتی به اندازه
کشورهای تا همین اواخرمستعمره آفریقایی هم دمکراسی ندارد، چرا با صد سال مبارزه
مشروطه خواهی هنوز سانسور و زندانیان سیاسی و ایرانی تبعیدی داریم، چرا با اینهمه
پول نفت اینهمه گرسنه در کشور داریم، چرا با اینهمه سطح بالای سواد در بین
ایرانیان اما تعداد کسانی که وارد مبارزه برای آزادی و دمکراسی می شوند همیشه به
آن اندازه نبوده که کفه ترازو را به نفع ازادیخواهان سرزیر کند؟ و….پس دلیل نبود
گفتمان مربوط به همجنسگرایی نه عدم وجود همجنسگرایان بلکه به ساختار اجتماعی،
فرهنگی و سیاسی رشد نایافته جامعه&#160; ما مربوط می شود و در حرکت برای ساختن یک
ایران مدرن طبعآ گفتمانهای تازه باید امکان مطرح شدن را بیابند تا بتوانند به مصاف
سنت ها و نابرابریها ی موجود بروند.در پایان ذکر یک مسئله مهم را لازم می دانیم.
بعضی از دوستان معتقدند که ما هنوز نتوانسته ایم مسائل و مشکلات ساده تر زندگی از
جمله برابری زنان، حق تشکیل سندیکا برای کارگران، آزادی اقلیتهای مذهبی و قومی و…
را حل کنیم پس بهتر است که ابتدا به&#160; این چیزها برسیم و بعدآ همجنسگرایان
حقوق خود را مطالبه کنند. چنین رهیافتی به مسئله نقض غرض است. چرا که همه این
خواسته ها و همینطور خواسته&#160; حقوق و آزادی همجنسگرایان همه در چارچوب آزادی،
دمکراسی و حقوق بشر می گنجند و حرکت برای آنها یعنی حرکت و تلاش برای ساختن یک
جامعه و کشور مدرن با ساختارها و فرهنگ انسانی و امروزی. نمی توان خواسته های حقوق
بشری را درجه بندی کرد و یکی را بر دیگری اولویت داد. اگر قرار است زنی آزادی و
برابری حقوق داشته باشد، یا کارگری حق تشکیل اتحادیه یا یک کرد حق سخن گفتن و
تحصیل به زبان مادری خود را بیابد، همین زن یا کارگر یا کرد نیاز جنسی هم دارد که
باز بخشی از حقوق بشر او محسوب می شود . و چه بسا همین زن یا کارگر یا کرد
همجنسگرا هم باشد. از آن گذشته سرکوب جنسی تاثیرات خیلی مخرب تری بر روح و روان
انسان دارد تا محروم بودن از داشتن سندیکا یا صحبت بزبان مادری.&#160; همجنسگرایان
قشر و گروه و تافته جدا بافته ای از اقشار مختلف نیستند؛ بهرحال آنها در بین مردم
، بخشی از همین مردم و در همه جا هستند. بعضی از همجنسگرایان کارگرند، زنان خانه
دارند، پزشک اند، دانشجو اند، اقلیت قومی ، مذهبی اند، سربازند، مغازه دارند،
کارمندند، رفتگر خیابان اند، سهامدارند و…..دفاع از مطالبه حقوق همجنسگرایان جزئی
از مطالبات&#160; اقشار مختلف این ملت است که عقب افتاده اند و در طرح مطالبات
باید از حضور همه اقشار و خواسته ها دفاع شود تا نیروی تحول خواهی&#160; بسط و
گسترش یافته، قوام یابد و طرحی نو دراندازد.</span> <br /></span></div><div style="text-align: right"> </div>   <p style="clear:both;"> 
    <a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86.html?_c=feed-atom-full#comments">Read and post comments</a>   |   
    <a href="http://www.vox.com/share/6a00e398e57f8a000500f48ce3de6e0002?_c=feed-atom-full">Send to a friend</a> 
</p>

                </div>
            ]]>
        </content> 
    </entry> 
    
    <entry>
        <title>اخلاق چیست و تفاوت اخلاق فرمایشی با اخلاق پویا کدام است</title>   
        <link rel="alternate" type="text/html" title="اخلاق چیست و تفاوت اخلاق فرمایشی با اخلاق پویا کدام است" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D9%BE%D9%88%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA.html?_c=feed-atom-full" />  
        <link rel="service.post" type="application/atom+xml" title="اخلاق چیست و تفاوت اخلاق فرمایشی با اخلاق پویا کدام است" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D9%BE%D9%88%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA.html?_c=feed-atom-full#comments" /> 
        <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" title="اخلاق چیست و تفاوت اخلاق فرمایشی با اخلاق پویا کدام است" href="http://www.vox.com/atom/svc=post/asset_id=6a00e398e57f8a000500f48ce3f1190003" />          <id>tag:vox.com,2008-03-13:asset-6a00e398e57f8a000500f48ce3f1190003</id>
        <published>2008-03-13T12:15:45Z</published>
        <updated>2008-03-13T12:15:46Z</updated>
    
        <author>
            <name>hamjensgra</name>
            <uri>http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full</uri>
        </author>
    
        
        <content type="html" xml:base="http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full">
            <![CDATA[
                <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" xmlns:at="http://www.sixapart.com/ns/at">
        <div style="text-align: right">

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span dir="rtl" lang="FA">&#160;</span></p>

<span dir="rtl" lang="FA" style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Times New Roman&quot;;"><span style="font-size: 1.25em;">اخلاق زمانی سازنده است که آگاهانه و متکی بر اطلاعات
درست و دقیق و در ارتباط با زمان و مکان و موضوع داوری باشد. اخلاق زمانی ارزشمند
است که در ترفیع و تآکید ارزشهای انسانی بکار رود. اخلاق زمانی پویا و ماندگار است
که کاربرد آن در درازمدت به بهسازی و بهزیستی بیانجامد.اخلاق پویا در خدمت محافظت
گروهی ویژه و یا برای لطمه زدن و یا نادیده گرفتن حق و آزادی دیگر گروهها به کار
نمی رود. اخلاق&#160; اگر که بر پایه فرضیات، کلی بافی، اغراق و افراط های ذهنی
است به کج فکری می انجامد. اخلاق فرمایشی اگر در دفاع از دیدگاه محدود گروهی غالب
و یا فرصت طلب باشد دیگر اخلاق نیست بلکه بهانه ای برای انحصاری کردن دستور
العملهایی است که بی عدالتی را می گستراند.دستورهای سنتی و مذهبی که دلالت و قضاوت
خود را بر پایه حدیث و روایات و شواهدی از زمان و مکانی بی ارتباط به واقعیات
امروز قرار دهند، کاربردی برای زمان حاظر ندارند. در شناخت و بررسی همجنس گرایی
بجای بکارگیری بهانه و توجیهات پوسیده و جمع بندی های کور کورانه و اطاعت از
باورهای کهنه ( که به ریا اخلاق خطاب می شوند)نیاز به اخلاقی پویا، کنجکاوی و
پژوهش و عدالت و صداقت است.شاید در تکرار متداول ها و در&#160; درجازدن در رایج و
معمول و سنتی سهولتی باشد. شاید در همصدایی با عوام و عام پسندانه امنیتی باشد،
اما رشد اجتماعی و سیاسی نیازمند چالش و ارزیابی نظام های کهنه است. در مسئولانه
برخورد کردن و رفتار نمودن نیاز به شهامت سیاسی و جسارت اخلاقی است. برای منطقی و
عادل بودن لازم است که پیش داوری ها و باورهای کهنه را مرور کرد و اگر کاربرد و
معنی ندارند بکنارشان گذارد.لازمه خوش اندیشی و عدالت، مقابله با جهل و کج فکری و
تعصب هاست. موانع مذهبی و اخلاقی شناخت ارتباط های عاطفی و جنسی را مشکل می کند و
آنها را در محدوده خصوصی، و شرم آورها و ناگفتنی ها جای می دهد. خشونت بر علیه
همجنسگران باعث می شود که حضور و آشکاری اجتماعی آنان محدود مانده و جر نمونه های
افراطی و اغراق شده مدل های محسوس برای قضاوت کمیاب باشد. باورهایی که بر اساس کم
دانستن، فرار از دانستن و یا زشت انگاشتن و وقیح پنداشتن است افراد را به تعصب و
ناآگاهی سوق می دهد. آنگاه که تنها خشونت های جنسی به شماره می آید و ارتباط و
گرایش و تمایل و همبستگی های عاطفی و دلبستگی ها نادیده می ماند. قضاوت بر ملاک
اطلاعات محدود و گمراه کننده است و دلالت و رفتار نشانه انحراف فکری. از اساسی
ترین اصول برای درک همجنس گرایی، متمایز دانستن و متفاوت شناختن آن از “همجنس
بازی” است. پسوند ” بازی” دال بر همبازی بودن نیست بلکه نشانه از بازي بزیگر غالب
با بازیچه مغلوب را دارد. همجنس بازی در گروه بهره کشی جنسی است. ” همجنس بازی” با
پدیده “بچه بازی” ( بهتر بگویم کودک آزاری) متعلق به فرهنگ تجاوز، اغوا، وسوسه و
بهره کشی جنسی است. در عمل جنسی از انتخاب و اختیار دوجانبه نشانه ای نیست و
قربانی ” بازیچه” قرار گرفته و حق و احترام و منزلتی ندارد.&#160;” همجنس بازی”
چون دیگر خشونت های جنسی گاه با اجبار، ناچاری، تسلیم به خواسته غالب و سر فرئد
آئردن در مقابل تجاوزگر و حتی با حضور رفتارهای خشونت آمیز است. شناخت و مقابله با
خشونت، آزار، آسیب، تجاوز و بهره کی های جنسی لازم است. این شناخت شاید کمک کند که
ما آنرا با ” گرایش” یکسان نشماریم.همجنس گرایی متکی بر گرایش و ارتباطی سالم، و
با تآکید بر تصمیم و انتخاب آزاد و دوجانبه است. همجنس گرایی رابطه ایست که
عادلانه، آگاهانه، آزادانه و مشتاقانه است. دو فرد با آگاهی از گرایش خود با قبول
مسئولیت در مقابل یکدیگر، و با شور و شوق رابطه برقرار می کنند. لذتريال لذتی
متقابل است و نه بهره کشی لذت ستان از لذت دهنده. گرایش زمانی سالم است که به آزار
و آسیب روانی، جسمانی، احساسی، بیولوژیکی و یا بهداشتی ( اشاعه آگاهانه بیماری
مقاربتی) منجر نمی شود. گرایش زمانی در سلامت می ماند که به بازی قدرت و کنترل و
غلبه و مالکیت قدرتمند بر مغلوب منجر نمی شود. گرایش زمانی سالم است که در محدوده
سنتی اجبارها و نقش های تکلیف شده جنسی ( غالب و مغلوب، فاعل و مفعول) نمی ماند.
گذایش زمانی قابل دفاع است که شوق آفرین و ارتقاء دهنده است. تن فروشی بدلیل نیاز
مالی و بهره کشی جنسی به بهانه تفنن و تجربه در این معادله نمی گنجد. اگر ارتباط و
رفتار جنسی منجر به خودآزاری و یا دیگر آزاری شود باید آن را آسیب و آزار خواند.
در آن صورت، رفتار جنسی وسیله انجام آزار بوده پس رفتار خشونت و آزار است نه لذت
جنسی. من و دیگر همجنس گرایانی که به آگاهی و مسئولیت اجتماعی معتقدیم، آماده
مقابله با پرخاشگری های جنسی و آسیب هایی چون کودک آزاری، تجاوز، اشاعه بیماریهای
جنسی بعلت بی مبالتی هستیم. متاسفانه همجنس گرا ستیزان و متعصبان بیزار از همجنس
گرایی، عاجز از درک تفاوت گرایش و آزارهای جنسی بوده و با زشت انگاری های خود هر
ارتباطی را در محدوده تجاوز محک زده و نفی&#160;می کنند. عامل دیگری که به همجنس
گرا ستیزی کمک می کند، وجود تعاریف سنتی از جنسیت و نقش های متحجر جنسی برای مرد و
زن می باشد. اگر دستورالعملهای سنت و مذهب مرد را مالک هویت جنسی زن، رئیس
خانواده، فاعلی توانمند در وسوسه و اغوا بشمار آورد و زن را در نقش یک مطیع مرد و
موظف و مسئول ارضای تیازهای مرد، و محتاج به او تعریف کند، اگر ارتباط های جنسی در
محور بهره کشی مرد و تمکین زن تعریف شود، جایی برای برابری، انتخاب و گرایش باقی
نمی ماند. در فرهنگی با نقش های تعیین شده برای زن و مرد در رفتار جنسی، همجنس
گرایان ناقض این نقش ها دیده شده و در نظام جنسی ان پذیرفته نمی شوند. مرد همجنس
گرایی که نتواند در درازمدت، همراه دگرجنسگرایان به بهره کشی و بازی های جنسی با
مفعول زن ادامه دهد تا مردی خود را ثابت کند، و زن همجنس گرایی که تاب نیاورد که
گرایش جنسی خود را در قالب ارضای مرد محدود کند، در انحراف از رفتارهای چنین نظامی
شناخته خواهند شد.قسمتی از فراگیری نقش جنسی برای یک مرد نوجوان، متلک گفتن به
دختر، دختر بازی، کلفت بازی، جنده بازی و خانم بازی و بالاخره فارغ التحصیل شدن در
نقش ” مرد خانه” است. همجنس گزایی که خود را در مقام یک تجاوزگر تثبیت نکرده و
وظیفه “خطیر” خود را در فرهنگ مردسالار بازی نمی کند خود مواجه با تنبیه و طرد شده
و در مقام&#160; تحقیر ” زن باره” خوانده شده و به او عنوان ” اوا خواهر” ، بچه
خوشگل، و یا مزلف داده می شود. مردی که در مردسالاری به مرتبه جنسی لذت ستان و
تجاوزگر نرسد در نزول در این نظام مضحکه و طرد شده و تجاوز بهاو مجاز می شود.
انگشت رساندن، لب گرفتن، دست انداختن و آزار نوجوانی که شکل و شمایل و یا رفتاری ”
مردانه” ندارد، متاسفانه در دبستان و دبیرستان و کوچه و بازار ناپیدا نبوده و مثال
فراوان دارد.در فرهنگ مردسالار توان و خواهش جنسی زن زمانی ارزش و اعتبار دارد که
در خدمت ارضای مرد است. زن آزاده و یا همجنس گرای که هویت جنسی خود را مایملک مرد
و نقش جنسی خود را تمکین و ارضای مرد به شمار نیاورد، در نظام مردسالار، ناقض
وظیفه ” زنانگی” لقب گرفته، هویت و تمایل نسی او بی معنا و بی ارزش خوانده شده و
طرد می شود. زنی که “مردخواه” نباشد در دنیای مردسالارانه زنی کامل نیست و
گرایش&#160; او جز شوخی بی اهمیتی به شمار نمی آید. همجنس گرا ستیزی در خدمت مرد
سالاری و ستم جنسی به کار می آید. همجنس گرا ستیزی تثبیت کننده قوانین و محضوراتی
است که ایفای نقش های جنسی را ضرورت می بخشد و با تآکید و بقای وظایف جنسی تعیین
شده کمک می کند. خوار شمردن و آزار همجنس گرایان هشداری است تا زن و مرد در قالب
نقش های تکلیف شده خود باقی بمانند و به بازی غالب و مغلوبريا، فاعل و مفعول، و زن
و مرد ادامه دهند و کنترل، غلبه و برتری مرد را حفظ نمایند.همجنس گرا ستیزی-گریزی،
مجموعه سفسطه ها و تحریف و تعبیرهای متعصبانه است. نادیده انگاشتن عواطف گرایش ها
و همبستگی ها و تآکید بر تجازها و خشونت و نابرابری هاست. همجنس گرا ستیزی-گریزی،
فریبکاری و تقلب در شمارش اعداد و امار است.&#160; به بازی اعداد و تفسیر مرورانه
و ارائه آن در ذهن همجنس گرا ستیزان نگاهی بیندازیم:در برابر هزاران میخانه، محل
ملاقات، فیلم و ویدئو و کتاب و مجله سکسی، فحشای خانگی و خیابانی که برای دگرجنس
گرایان موجود است، همجنس گرایان نیز در تعدادی محدود مشتری بازار جنسی هستند. اما
فریبکاران اخلاقی اعداد را معکوس جلوه داده و همجنس گرایان را تنها مصرف کنندگان
این بازار معرفی می کنند. در مقابل ده ها کودک آزاری و تجاوز میان دگر جنس گرایان،
یکی دو مورد مشابه بین دو همجنس وجود دارد. چرا فریبکاران مبلغ همجنس گرا ستیزی از
درک آمار و ارقام طفره رفته و تآکید دارند که کودک آزاری و همجنس گرایی یکی است؟
چرا به به جای جلوگیری از بیماری ایدز به حمله و محکوم شمردن همجنس گرایان می
پردازند و چرا مدعیان اخلاق از یک سوی مخالف وصلت و زندگی پایدار همجنس گرایان
هستند و از سوی دیگر آنان را محکوم به ارتباط های ناپایدار می کنند؟ چرا با وجود
بالا بودن نرخ طلاق، خیانت و روابط بی فرجام میان دگرجنس گرایان، تنها رابطه همجنس
گرایان مورد حمله قرار می گیرد و بی ارزش قلمداد می شود؟ چرا زمانی که دو همجنس
گرا با تلاش و تصمیم و برنامه ریزی و مقابله با سیستم قضایی می توانند به خواسته
خود برای فرزند داشتن برسند، تصمیم آنان بی ارزش شناخته می شود ولی هزاران بارداری
ناخواسته و اتفاقی میان دگرجنس گرایانی که نه قصد و نه توان نگهداری از فرزند را
ندارند، طبیعی به شمار می آید؟ چرا منطق و آمار و واقعیت در چشم همجنس گراگریزان
نادیده می ماند و ذهن آنان تنها از شعارهای دروغین، خشم و کینه های بی اساس، وحشت
های واهی و حدس و فرض و گمان نادرست، اشباع است؟ایرانیانی که مدعی نوآوری و تازه
خواهی هستند، و جز با کامپوتر بالای 300 مگاهرتز و حداکثر شتاب حاظر به کار نیستند
و ماشین تحریر را قدیمی و کهنه می دانند، هنوز شعار سنت گرایی و کهنه پرستی می
دهند و شناخت و درک همجنس گرایی را تازه و زود وی دانند. چرا مزوران همجنس گرا
ستیر، به بهانه ” اولویت نداشتن” موضوع همجنس گرایی، مروج تنبلی فکری و اجتماعی و
فرهنگی می شوند و دسیسه سکوت را تشویق می کنند؟ چرا مدعیان روشنفکری و آزادی خواهی
و حقوق انسانی، از مسئولیت خود طفره رفته و عوام و مذهبیون را مقصر می شمارند؟ خود
را خوش فکر می خوانند و متجدد می دانند اما نصیحت می کنند که ” ایرانیان” و
“مسلمانان” سنت گرا هستند و ظرفیت و شعور درک این پدیده را ندارند. خود را مدافع
حقوق همگان خطاب کرده و همجنس گرا را از “همگان” حذف می کنند. خود را حامی آزادی شمرده
و خدای را مدافع تعصب و نفرت خطاب کرده و کهنه خواهی را نیاز سیاسی می دانند.در
ایرانی بودن یا غیر ایرانی بودن، مسلمان و یا بی دین بودن، زن و یا مرد بودن نه
افتخاری است و نه ننگی. رفتار ما و آنچه که ما به علت و یا به نام هویت اکتسابی و
یا انتخابی خود می کنیم می تواند باعث غرور و یا شرم شود.همجنس گرا بودن و یا
دگرجنس گرا بودن و یا هویت قومی، مذهبی و ملی نه دلیل شرم است و نه بهانه افتخار.
اما اگر غیر ایرانی به تبعیض بر علیه ایرانی برخیزد، اگر سپید پوست به تحقیر
انسانی با پوست تیره بپردازد، اگر مرد زن را ذلیل و ضعیفه بداند، اگر مسلمان خود
را برتر و بهایی و یهودی و بی دین را کهتر و کافر خطاب کند و اگر دگرجنس گرا هویت
خود را طبیعی و همجنس گرا را منحرف بشناسد، هویت جنسی، مذهبی، ملی و نژدی سبب
خودپرستی و بهانه تحقیر دیگران شده و باعث شرم و ننگ است. در ” دگرآزاری” نه
افتخاری است و نه غروری. نفی دیگران و برتر شمردن خود، شرم آفرین است. انحصاری
کردن امتیازات برای گروهی ویژه و دریغ آن از بقیه اقلیت ها، رفتاری ضد اجتماعی، ضد
اخلاقی است که باید با آن مقابله کرد. غرور همجنس گرایان، نه غرور به هویت جنسی
است بلکه افتخار به بقاء آوردن، سالم ماندن و مسئولانه رفتار کردن در فرهنگی است
که اطلاعات دریغ شده، حقوق پایمال گردیده و ستیز و آزار و بیزاری در انواع
تحقیرها، تبعیض ها و آسیب ها رایج است. غرور همجنس گرایی زمانی معنی دارد که همجنس
گرا نه به “هویت جنسی” خود بلکه به رشد، پایداری، سلامت اخلاقی، صداقت و مسئولانه
رفتار کردن خود افتخار کند. دگرجنس گرا زمانی می تواند از هویت جنسی خود خرسند
باشد که آن را بهانه ای برای آزار و خوار شمردن دیگران نکرده باشد.همجنس گرایان
محتاج دلسوزی، تحمل و یا قبول مشروط نیستند.&#160; ” دلسوزی” بر حال مفلوک، “تحمل”
آنکس که کم ارزش به حساب آمده و “قبول مشروط” به نام مرحمتی و لطفی در حق آنان که
در قبولشان تردید است، نشانه های دیگر عدم برابری بوده و بر اساس خود برتر شماری
غالب و تحقیر ضمنی اقلیت است. آنچه همجنس گرایان می خواهند، عدالت در قضاوت،
مسئولیت در رفتار و سلامت پندار و اندیشه در میان دگرجنس گرایان است. آنچه همجنس
گرایان می خواهند خاتمه دادن به وقیح پنداری و زشت انگاری هاست. آنچه همجنس گرایان
می خواهند سلامت سازی ذهن های آلوده از حدس و گمان و فرض های مضر و غلط است. آنچه
ما می خواهیم پاک سازی مذهب و سنت از خشونت و کینه است. همجنس گرایان در مقابل
رفتار سالم و به دور از خشونت های جنسی خود، امیدوارند که دگرجنس گایان نیز با
انتخابی آگاهانه و مسئولانه به گسترش آگاهی و مقابله با تعصب ها بپردازند.به قول
خانم اعظو طالقانی ” جنسیت در ایران معنای خوبی ندارد”. حق با ایشان است. تا زمانی
که جنسیت در محدوده مالکیت و تجاوز و وسوسه و اغوا تعریف می شود، نمی تواند معنای
خوبی داشته باشد. تا زمانی که بینش از همجنس گرایی در جوک و متلک و فحش و شوخی
خلاصه شود، ما در آلودگی های ذهنی در باره جنسیت و همجنس گرایی درجا خواهیم زد.
نواندیشی و دگراندیشی قسمتی از رشد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می باشد. تا زمانی که
آسیب های زن ستیزی، ستم جنسی، و همجنس گراستیزی، گریزی، آزاری و بیزاری، نشناخته و
نگفته باقی بماند، نمی توان ضرری را که از آن حاصل می شود مهار کرد. بیائید تبعیض
و تعصب ها را بهتر بشناسیم. محیط فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی خود را التیام بخشیم،
گونه گونی انتخاب های افراد و تنوع در هویت ها را احترام بگذاریم. همجنس گرایان
قسمتی از اقوام و آشنایان و دوستان و همکاران ما هستند، آسیب به آنان، آسیب به
بافت اجتماعی است که دربرگیرنده جنس و رنگ و نژاد و گرایش های متفاوت است.به امید
سالم زیس</span>تن <br /></span></div><div style="text-align: right"> </div>   <p style="clear:both;"> 
    <a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D9%BE%D9%88%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA.html?_c=feed-atom-full#comments">Read and post comments</a>   |   
    <a href="http://www.vox.com/share/6a00e398e57f8a000500f48ce3f1190003?_c=feed-atom-full">Send to a friend</a> 
</p>

                </div>
            ]]>
        </content> 
    </entry> 
    
    <entry>
        <title>فاکتهای علمی در رد بچه بازبودن همجنسگرایان</title>   
        <link rel="alternate" type="text/html" title="فاکتهای علمی در رد بچه بازبودن همجنسگرایان" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%81%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86.html?_c=feed-atom-full" />  
        <link rel="service.post" type="application/atom+xml" title="فاکتهای علمی در رد بچه بازبودن همجنسگرایان" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%81%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86.html?_c=feed-atom-full#comments" /> 
        <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" title="فاکتهای علمی در رد بچه بازبودن همجنسگرایان" href="http://www.vox.com/atom/svc=post/asset_id=6a00e398e57f8a000500f48d029d760001" />          <id>tag:vox.com,2008-03-13:asset-6a00e398e57f8a000500f48d029d760001</id>
        <published>2008-03-13T12:13:30Z</published>
        <updated>2008-03-13T12:13:30Z</updated>
    
        <author>
            <name>hamjensgra</name>
            <uri>http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full</uri>
        </author>
    
        
        <content type="html" xml:base="http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full">
            <![CDATA[
                <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" xmlns:at="http://www.sixapart.com/ns/at">
        <div style="text-align: right">

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;">&#160;</p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.5625em;"><span dir="rtl" lang="FA">اقلیتها
از هر نوعی که باشند در اکثر جوامع با بدبینی به آنها نگاه می شود. گاهی یک مورد
خطا از یک نفر را به کل آن جامعه اقلیت نسبت می دهند&#160; و یا یک شایعه را در
قالب سند جا می اندازند، هزار و یک شایعه در موردشان نقل&#160; قول می کنند که
متاسفانه بمرور زمان به ذهنیت بسیاری از مردم تبدیل می شوند. وضعیت افغانها در ایران
و برخورد زشت بسیاری از مردم ناآگاه&#160; با آنها،&#160; پیشداوری قدیمی در مورد
سیاهپوستان در آمریکا که همه مردان سیاهپوست به زنان سفید پوست تجاوز می
کنند،&#160; در اروپا پناهندگان بخصوص آنهایی که از خاورمیانه هستند همه تروریست و
یا انگل اقصاد آنها معرفی می شوند، پیشداوری&#160; در باره یهودیان و…. همه از این
نمونه ها هستند. پیشداوری در باره اقلیتها چه جنسی و چه قومی. پیشدواوری, تعصبات و
دادن صفتهای زشت به همجنسگرایان و وارد کردن اتهامات به آنها در جامعه امروز ما را
باید در همین چارچوب&#160; تهمت های بی روا و ناشی از عدم شناخت و بر اساس تعصب
تعریف کرد. اتفاقا باید گفت که یکی از سخترین و در عین حال مهمترین بخش مبارزه
همجنسگرایان نه تنها در ایران بلکه در کل جهان همین امر روشننگری و افشا کردن
پیشداوریها و برداشتهای غلط در باره همجنسگرایان است. به همین دلیل همه ما باید
این موضوع را جدی بگیریم و تا آنجا که میتوانیم در زدودن کج فهمی ها و اصلاح
برداشتهای غلط بکوشیم آنوقت خواهیم دید که بسیاری از مردم مشکلی در حمایت از
همجنسگرایان و حقوق اشان نخواهند داشت.&#160;یکی از اتهاماتی که دیگران به
همجنسگرایان وارد می کنند ( با هدف نفی حقوق آنها) این است که همجنسگرایان کودک
آزاری می کنند و به بچه ها تجاوز می نمایند و در نتیجه تهدیدی جدی بر علیه سلامت و
امنیت کودکان بحساب می آیند. جالب اینکه در زمانهای دور وقتی بحث حقوق همجنسگرایان
در آمریکا مطرح شد، تعدادی از مخالفان متعصب گروهی تشکیل داده و آن را گروه ”
محافظت از کودکان” نام نهادند. همین امروز هم گروههای متعصب مذهبی مسیحی در غرب
صدها سایت در باره کودک آزاری همجنسگرایان اداره می کنند تا آگاهانه با ادامه
شایعات به برانگیختن افکار عمومی بر ضد همجنسگرایان دست یابند. بد نیست بدانید که
نیروهای مذهبی متعصب که با ظاهر حفظ اخلاق جامعه با همجنسگرایان و حقوق آنها
مخالفت می کنند خود با بی اخلاق ترین روشها،&#160; داده های علمی را نادیده گرفته
و همچنان شایعه سازی می کنند و برای تضییق حقوق همجنسگرایان زور می زنند. اما
فاکتهای مبتنی بر تحقیقات علمی و بی طرفانه همه دال بر آن دارند که هیچ سند و
مدرکی دال بر اینکه همجنسسگرایان در درصد بیشتری از دگرجنسگرایان کودک آزاری می
کنند یا به بچه بازی رو می آورند وجود ندارد.&#160; در سال 1978 روانشناسی بنام
نیکولاس گروث </span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.5625em;">(Nicholas Groth)</span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.5625em;"><span dir="rtl" lang="FA">در
مورد 175 مرد متهم به تجاوز به کودکان که پرونده آنها جهت دریافت نظر کارشناسانه
روانشناسی، به او رجوع داده شده بودند، دست به تحقیق زد. در این تحقیقات مشخص شد
که حتی یک نفر همجنسگرا در بین این 175 نفر وجود ندارد. همه این افراد یا دگر
جنسگرا بودند و یا پدوفیل هایی که هیچ علاقه ای به رابطه جنسی با بزرگ سالان
ندارند. (1)</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>.</span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.5625em;"><span dir="rtl" lang="FA">این
دکتر محقق نیتجه گیری می کند که مردان دگرجنسگرا تهدید جدی تری بر علیه کودکان خرد
سال هستند تا مردان همجنسگرا. او همچنین به همراه یکی از همکاران خود، در
تحقیقاتی&#160; نشان داداند که رابطه ای بین کودک آزاری و ستم و تجاوز جنسی به
کودکان با موضوع همجنسگرایی وجود ندارد. از آن مهمتر هیچ مدرکی در مورد تجاوز
لزبین ها به دختر بچه گان در دست نیست&#160; و علاوه بر آن، اکثر مطلق مردانی
که&#160; به پسر و دختر بچه گان تجاوز می کنند دگرجنسگرا هستند. (2) در همان سال
1978 محقق دیگری بنام دیوید نیوتن&#160;در پی جستجوهای خود در ادبیات علمی نتیجه گیری
کرد که هیچ دلیل و مدرکی&#160; </span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>(David
Newton)<span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span>&#160;دال
بر رابطه بین همجنسگرایی و سکس با کودکان وجود ندارد و اگر فردی با گرایش
همجنسگرایی به کودکان دست درازی کند، عمل او را باید نوعی رفتار پیشآمدی تلقی
کرد.(3)در سال 1988 یک محقق کانادایی بنام کورت فروند</span>The Clarke Institute
of Psychiatry in Torento<span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span> در مؤسسه </span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>&#160;(Kurt
Freund)</span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.5625em;"><span dir="rtl" lang="FA">دو
گروه از مردان دواطلب را مورد مطالعه قرار داد و بعدآ نتیجه گیری کرد که واکنش
مردان همجنسگرا در برابر انگیزش جنسی از سوی پسربچه گان بیشتر از انگیزش مردان
دگرجنسگرا در برابر انگیزش جنسی دختر بچه گان نیست.(4) . او بعدها نوشت که کودک
آزاری و تجاوز همجنسگرایان به کودکان افسانه ای بیش نیست.(5)</span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.5625em;"><span dir="rtl" lang="FA">در
سال 1992 دو پزشک آمریکایی در ایالت کلورادو که از ادعاها و سندهای ارائه شده توسط
مذهبیون متعصب مبنی بر دست درازی همجنسگرایان به&#160; بچه ها و کودکان خردسال در
آن ایالت شوکه شده بودند، تمام آن اسناد و مدارک ارائه شده به اداره پلیس و
بیمارستان کودکان را یک به یک مورد بررسی دقیق قرار دادند. مطالعات آندو یکسال طول
کشید و از 269 پرونده ارائه شده تنها به دو مورد برخوردند که خلافکاران ممکن است
همجنسگرا باشند. و در عوض 267 مورد خلاف کاران همه مردان دگرجنسگرا بودند. این دو
پزشک بعدآ نتیجه گیری تحقیقات خود را اینطور اعلام کردند که خطر کودک آزاری جنسی
توسط یک&#160; گی یا لزبین بین صفر و 3.1 دهم است و خطر کودک آزرای جنسی توسط یک
غیر همجنسگرای پدر یا قوم و خویش نزدیک 100 برابر بیشتر است.(6)هفت سال پیش در
تحقیقاتی مشابه ( در سال&#160; 1998) دکتر ناتانیال مک کوناگی</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>&#160;<span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span>&#160;به این تیجه رسید که همجنسگرایی را نباید </span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>( Dr. Nathaniel Mc Conaghy)<span dir="rtl" lang="FA">با پدوفیلی ( بچه بازی) قاطی کرد. او در صفحه 259 کتاب خود نوشت ” مردی که
به عمل جنسی با کودکان زیر سن بلوغ و یا تازه به بلوغ رسیده دست میزند، در واقع
هیچ علاقه و تمایلی به سکس با مردان یا زنان بالغ ندارند.”تحقیقات علمی همچنین به
هیچ سند و مدرکی دال بر اینکه همجنسگرایان نسبت به دگرجنسگرایان، از قدرت تعقل،
قضاوت و رفتار مناسب در محل کار و یا با زیر دستان خود برخوردار نیستند، دست
نیافته اند. مثلآ هیچ سند و مدرکی وجود ندارد که مردان همجنسگرا در ادارات از قدرت
و موقعیت خود سوء استفاده کرده و&#160; برای کامجویی جنسی به افراد زیر دست خود
فشار می آورند. این در حالی است که تعداد مدیران دگرجنسگرا که به زنان و دختران
زیر دست خود در محل کار برای برقراری رابطه جنسی فشار می آورند، بسیار زیاد
است.روانشناسانی که به موضوع نیاز جنسی انسانها پرداخته اند اعتراف می کنند که
هیچ&#160; فاکتور روانی خاصی در همجنسگرایان وجود ندارد که بر اساس آن بخواهیم
ادعا کنیم که همجنسگرایان از قدرت کمتری برای کنترل نیاز جنسی خود برخورداند. از
آن گذشته گرایش جنسی همجنسگرایانه نه بیماری و اختلال روانی است و نه به موضوع
توانایی روانی فرد ربط دارد. همجنسگرایان در زندگی روزانه خود؛ در خیابان، محل کار
، درس و در همه جا هستند و&#160; اختلاف کارکردی و رفتاری در این جاهای عمومی در
بین انسانها ربطی به همجنسگرا یا غیر همجنسگرا بودن افراد ندارد.واقعیت این است که
درصد مردان غیر همجنسگرا که به زنان و دختران تجاوز می کنند و همینطور مردان غیر
همجنسگرا که&#160; به تجاوز جنسی کودکان و خرد سالان دست می زنند خیلی بیشتر از
درصد افراد تجاوزکار در بین همجنسگرایان است اما آیا وجود دگرجنسگرایان تجاوزکار
دلیلی بر بد بودن دگرجنسگرایی است؟ آیا از تجاوز یک دگر جنسگرا به کودکی می توان
نتیجه گرفت که همه دگرجنسگرایان به کودکان تجاوز می کنند؟ مسلمآ نه. آیا اسناد و
مدارک وسیعی که نشان دهنده تجاوز پدران دگر جنسگرا به دختران خردسال خود مبنای غیر
قانونی کردن دگر جنسگرایی قرار می گیرد؟ نه.&#160; به همین شکل هم چنانچه
همجنسگرایی دست به تجاوز به خردسالان بزند نباید عمل خطای او را بحساب همه
همجنسگرایان گذاشت و نتیجه گرفت که همه همجنسگرایان اینگونه هستند. کسانی که چنین
نتیجه گیریهایی می کنند&#160; اگر ناآگاه نباشند تنها یک هدف را دنبال می نمایند و
آن بهانه گیری برای ادامه ستم به همجنسگرایان و نادیده گرفتن حقوق آنهاست.تجاوز و
ستم به کودکان عملی زشت و غیر اخلاقی است ولی متاسفانه هر روز تعدادی از کودکان نه
تنها در کشور ما بلکه در همه کشورها مورد تجاوز و تعدی واقع می شوند. و باید فرد
مرتکب چنین عملی طبق قانون محاکمه شود. تحقیقات صورت گرفته در آمریکا نشان می دهند
که دخترکودکان 80 درصد کودکان مورد تجاوز قرار گرفته را تشکیل می دهند که خطاکاران
همه دگرجنسگرا هستند. از 20 درصد باقی مانده بخش بزرگی از متجاوزان را افراد
پدوفیل تشکیل می دهند که ربطی به همجنسگرایان ندارد. با اینهمه متعصبان&#160;
اینهمه اسناد را نادیده گرفته و اتهامات بی پایه مبنی بر بچه بازی همجنسگرایان را
همچنان تکرار می کنند.نمونه بارز این افراد فرد روانشناسی بنام پؤل کامرون</span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>(Paul Cameron)<span dir="rtl"></span></span><span dir="rtl" lang="FA"><span style="font-size: 1.5625em;"><span dir="rtl"></span> که مطالب زیادی در باب دست درازی
همجنسگرایان به کودکان خردسال منتشر کرد و نهایتآ بدلیل پخش شایعات نادرست و عدم
پایبندی به اخلاق پزشکی، در سال 1983 از انجمن روانشناسان آمریکا اخراج گردید. او
همچنین از شهادت در دادگاه فدرال آمریکا ممنوع شده و چهار سایت عمده حرفه ای
روانشناسان از چاپ مطالب او خودداری می کنند. با اینهمه مسیحیان دست راستی متعصب
نوشته ای او را در سطح وسیعی پخش می کنند.( باز هم&#160; ما همجنسگرایان را بی
اخلاق می دانند)</span>.</span></p><p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span dir="rtl" lang="FA">: پانوشته ها&#160;&#160;&#160;&#160;&#160;&#160; </span><span dir="ltr"></span><span dir="ltr"></span>1-&#160;&#160;&#160;&#160; Groth &amp;
Gary, 1982, p. 1472-&#160;&#160;&#160;&#160; A. Nicholas Groth and H. Jean
Birnbaum, “Adult Sexual Orientation and Attraction to Underage Persons,”
Archives of Sexual Behavior, 7(3), 1978, pp. 175-181.</p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;">3-&#160;&#160;&#160;&#160;
David E. Newton, “Homosexual Behavior and Child
Molestation: A Review of the Evidence,” Adolescence, vol. 13, no. 49, Spring
1978, pp. 29-43.</p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;">4-&#160;&#160;&#160;&#160;
Kurt Freund, Robin Watson, and Douglas Rienzo, “Heterosexuality, Homosexuality,
and Erotic Age Preference,” The Journal of Sex Research, 26(1), Feb. 1989, pp.
107-117.</p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;">5-&#160;&#160;&#160;&#160;
&#160;Kurt Freund and Robin Watson, “The Proportion of Heterosexual and
Homosexual Pedophiles Among Sex Offenders Against Children: An Exploratory
Study,” Journal of Sex &amp; Marital Therapy, 18(1), Spring, 1992, pp. 34-43,
at p. 41.</p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;">6-&#160; Carole Jenny,
Tom Roesler, and Kimberly Poyer, “Are Children at Risk for Sexual Abuse by
Homosexuals?,” Pediatrics, 94(1), July 1994, pp. 41-44.<span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span>&#160;</span></p>

</div><div style="text-align: right"> </div>   <p style="clear:both;"> 
    <a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%D9%81%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86.html?_c=feed-atom-full#comments">Read and post comments</a>   |   
    <a href="http://www.vox.com/share/6a00e398e57f8a000500f48d029d760001?_c=feed-atom-full">Send to a friend</a> 
</p>

                </div>
            ]]>
        </content> 
    </entry> 
    
    <entry>
        <title>چرا من “همجنس باز” نیستم ولی همجنسگرا هستم</title>   
        <link rel="alternate" type="text/html" title="چرا من “همجنس باز” نیستم ولی همجنسگرا هستم" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85.html?_c=feed-atom-full" />  
        <link rel="service.post" type="application/atom+xml" title="چرا من “همجنس باز” نیستم ولی همجنسگرا هستم" href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85.html?_c=feed-atom-full#comments" /> 
        <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" title="چرا من “همجنس باز” نیستم ولی همجنسگرا هستم" href="http://www.vox.com/atom/svc=post/asset_id=6a00e398e57f8a000500e398e57b900004" />          <id>tag:vox.com,2008-03-13:asset-6a00e398e57f8a000500e398e57b900004</id>
        <published>2008-03-13T12:10:53Z</published>
        <updated>2008-03-13T12:10:53Z</updated>
    
        <author>
            <name>hamjensgra</name>
            <uri>http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full</uri>
        </author>
    
        
        <content type="html" xml:base="http://hamjensgra.vox.com/?_c=feed-atom-full">
            <![CDATA[
                <div xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" xmlns:at="http://www.sixapart.com/ns/at">
        <div style="text-align: right">

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.5625em;"><span dir="rtl" lang="FA">در
سایت&#160; فرهنگ گفتگو دو بخش اول مطلبی تحت عنوان ” بحران جنسی ایرانیان” از د.
ساتیر ( که خود وبلاگی هم دارد) منتشر شده&#160; است.من به دو دلیل تصمیم به نگارش
این نوشته گرفتم؛ یکی اینکه در بخش اول مطلب، آقای د. ساتیر بدون توضیحی خاص
کاربرد اصطلاح “همجنس گرا” را غلط دانسته بود و در بخش دوم نوشته این نظر خود را
توضیح داده و ادعا می کند که اصطلاح “همجنس باز” و ” همجنس خواه” صحیح و
“همجنسگرا” غلط می باشد و دیگر اینکه طبق خبر نویسنده قرار است بخش سوم مطلب به
معضل بحران جنسی ایرانیان مقیم خارج از کشور و تآثیر آن بر روند روشنگری جنسی
(ایران) اختصاص داده شودو من&#160; فقط میخواهم به این موضوع بپردازم که چرا
اصطلاح “همجنس باز” غلط و کلمه “همجنسگرا” صحیح می باشد، هر چند دیگر نکاتی که
د.ساتیر در مقاله خود بدانها اشاره می کند هم گاهی گنگ، کلیشه ای و مهمتر از آن
ناقص هستند و نشان می دهد که ایشان علیرغم اینکه به هسته اصلی مباحث علمی جنسی تا
حدودی نزدیک شده و از خیلی ها پیشتر رفته اند اما&#160; با اینهمه موفق به درک و
هضم هسته اصلی اندیشه ها نشده اند ولی من برخورد با این موضوعات را به دیگران
واگذار می کنم.&#160;</span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.5625em;"><span dir="rtl" lang="FA">تاریخ
لغت “همجنسگرا / همجنسگرایی”</span></span></p>

<p class="MsoNormal" style="text-align: right; text-align: right;"><span style="font-size: 1.5625em;"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl" lang="FA"><span dir="rtl"></span>کلمه همجنسگرا برای اولین بار( تا آنجا که
من از آن اطلاع دارم) در سال&#160; 1369(یا 1367) بر سر زبانها افتاد. زمانی که
برای اولین بار در تاریخ ایران، بعد از ماها تلاش، تعدادی همجنسگرای ایرانی
پناهنده در سوئد دور هم جمع شده و گروه هومان را تشکیل دادند. در آن نشست بحثهایی
درمورد بار منفی اصطلاح “همجنس باز” در اذهان مردم و نارسا&#160; بودن آن در
انعکاس روابط عشقی- عاطفی و گرایش درونی یک فرد به همجنس خودش صورت می گیرد و در
آخر جمع حاظر در آن جلسه ( 13 مرد و یک زن)،&#160; نام&#160; ” هومان( گروه دفاع
از حقوق همجنسگرایان ایران) ” را برای خود انتخاب می کنند. بعد از آن فعالان هومان
علاوه بر انتشار مجله هومان وگسترش بحثها در این مورد، به نویسندگان روزنامه ها و
مجلات ایرانی که هر از گاهی خبر یا مطلبی مربوط به همجنسگرایی منتشر می کردند و از
کلمه “همجنس باز” استفاده می نمودند نامه نوشته و با توضیحاتی&#160; کاربرد اصطلاح
“همجنسگرا” را پیشنهاد می کردند. این کار تا دو سه سال اول فعالیت هومان همچنان
ادامه داشت و به مرور کلمه همجنسگرا بر سر زبانها افتاد. گروه هومان همچنین تعداد
خیلی محدودی از نسخه های مجله خود را به داخل کشور می فرستاد و به این طریق تعداد
اندکی از همجنسگرایان داخل هم با این بحث آشنا شدند. بعدها اینترنت از راه رسید و
دسترسی افراد به سایت هومان و سایتهای دیگر همجنسگرایان خارج آسان تر شد.&#160;
اکنون دیگرکمتر کسی از کلمه “همجنس باز” استفاده می کند و این یکی از خدمات&#160;
خوب گروه هومان است هر چند که بعدها فعالان این گروه بعد ازحدود 15سال تلاش،
پراکنده شدند. من هرچند با استدلات فعالان سابق گروه هومان موافقم اما قصد تکرار
آنها را ندارم وبه جنبه های دیگری خواهم پرداخت.</span><strong><span dir="rtl" lang="FA" style="font-size: 14pt; font-family: Tahoma;">&#160;دلائل د. ساتیر :</span></strong></span><span dir="rtl" lang="FA"><span style="font-size: 1.5625em;">ایشان می نویسند: ” مهمترین دلیل این اختراع (همجنسگرایی) به قول
مخترعان آن این است که همجنس بازی در کنار کلماتی چون قمار بازی، کفتر بازی، دختر
بازی و غیره قرار میگیرد و بار منفی دارد. مشکل این است که شما نمیتوانید یک کلمه
را بدون خویشاوندش در زبان عوض کنید. یعنی اگر پسوند &lt;باز&gt; را میخواهید
بردارید، آنگاه باید از همه کلمات مشابه نیز این پسوند را بردارید.” (بحران جنسی
ایرانیان بخش 2)باید گفت که در این گفته یا د. ساتیر سفسطه می بافد یا نا آگاهانه
احساس عشقی و عاطفی دو زن / دو مرد به هم را در کنار دختر بازی و کفتر بازی قرار
داده و آنها را هم ارزش می داند یا آنقدر پست مدرنیست می شود که من متوجه نمی
شوم.اما گرایش جنسی دو زن یا دو مرد به هم یک نیاز درونی است، عاطفی است و با تو
در توی پیچیده انسان سر و کار دارد، درست مانند گرایش جنسی دو غیر همجنس به هم.
اگر کسی به همجنس خود گرایش درونی داشته باشد، این احساس و نیاز خود را بشناسد، بپذیرد
و به آن عمل کند یعنی هویت جنسی خود را انتخاب کرده است؛ او می خواهد که
جامعه&#160; احساس و عوطف او را برسمیت بشناسد نه گناهکار و قانون او را بخاطر این
احساسات مجرم و خطاکار تعریف نکند؛ او قادر است و دوست دارد که نسبت به شریک زندگی
خود متعهد باشد و عمری را در کنار همسر که ( که همجنس اوست) به خوشی و خرمی
بگذراند. قرار دادن نیازها و درخواستهای چنین شخصی در کنار نیازها و رفتار و حرکات
یک دختر باز اشتباه محض است و توهین به شعور او. دختر باز به کسی&#160; که
فقط&#160; دوست دختری به سبک غرب برای خود بگیرد ( که هیچ عیب و ایرادی هم ندارد)
گفته نمی شود؛ دختر باز به مردی گفته می شود که نه با یک دختر بلکه با دختران
متعدد ( و اغلب همزمان) روابط عمدتآ یکجانبه برقرار می کند و با تمهیداتی همچون
وعده ، وعید ، اغوا، تطمیع و تهدید&#160; آنها&#160; را در خمت ارضاء نیاز جنسی
خود در می آورد. سرنوشت این دختران و آینده آنها هم تنها چیزی است که به مخیله اش
راه نمی یابد و در هنگام ” آرام گرفتن”، برای ازدواج&#160; سراغ یک دختره باکره می
گردد. بگذریم که چنین شخصی برای خواهر خود و روابط او چه الم شنگه ای که در نمی
آورد. فراموش نکنیم که دون ژوان ها در همه جا هستند؛ یک دختر باز ممکن است مرد
متاهلی باشد که بنا به هر عللی از سکس&#160; با همسرش راضی نیست، یا هست ولی زیاده
خواه باشد یا تنوع طلب و به همین دلیل هم هیچ فرصتی برای رابطه با دختران( یا زنان
) را از دست نمی دهد. در&#160; دختر بازی رابطه ها پنهانی است، نه صرفآ به دلیل
تابوهای اجتماعی، بلکه خود افراد هم خواستار پنهانی بودن آن هستند چرا که ممکن است
مثلآ روابط زناشویی&#160; طرف را تهدید کند یا تعهداتی به بار آورد که طرف خواستار
آنها نیست. اینجا هدف قضاوت اخلاقی در باره این پدیده نیست بلکه نشان دادن تفاوتها
است و اینکه چرا کابرد پسوند &lt;باز&gt; در مورد افراد با کشش و گرایش به همجنس
غلط و تنزل دادن محسوب می شود. “دختر بازی” و” کفتر بازی” بیشتر به تفنن و
خوشگذرانی می ماند( قضاوت اخلاقی نمی کنم)&#160; ولی همجنسگرایی این نیست. شاید به
همین دلیل هم بوده که در فرهنگ لغت های جدید&#160; بدرستی کلمه همجنسگرا بعنوان
معادل کلمه انگیسی هموسکشوال بکار برده شده است. از جمله در لغت نامه نصرت الله
پورافکاری ( فرهنگ جامع روانشناسی- روانپزشکی و زمینه های وابسته- نشر فرهنگ معاصر
1373) یا در لغت نامه داریوش آشوری ( لغت نامه انگلیسی- فارسی برای علوم انسانی-
نشر مرکز- 1374). یک دختر باز هر چند که ممکن است حتی طرفدار روشنگری جنسی و بالا
رفتن ضریب تحمل و کنار آمدن جامعه با روابط جنسی باز باشد اما خواهان تصویب قوانین
و برسمیت شناختن رابطه دختر”باز” ی خود نیست چرا که به همراه قانون مسائلی همچون
مالیات، بازنشستگی، حق ارث و….. مطرح میشود در حالی که یک همجنسگرا برای بالا رفتن
ضریب تحمل جامعه(هر چند که مثبت است) مبارزه نمی کند بلکه برای حق خود که او را از
آن محروم کرده اند تلاش کرده و می خواهد&#160; به همان حقوقی در قانون دست یابد که
زوجهای دگر جنسگرا. نکته دیگر اینکه یک همجنسگرا در پی به خدمت گرفتن شریک خود با
اغوا، تطمیع ، تهدید و امثالهم در جهت منافع و لذت و امیال جنسی&#160; یکطرفه خود
نیست؛ او رابطه دو طرفه و آگاهانه و بر اساس انتخاب می خواهد.&#160;د. ساتیر
در&#160;ادامه می پرسد: ” مگر دختر بازی یا کفتر بازی منفی است؟” (که در ادامه
بگوید مگر همجنس بازی منفی است؟). اگر دختر بازی را همانی بدانیم که در بالا تعریف
کردم من آن را منفی می دانم. چرا که یکطرفه است، مگر اینکه ایشان تعریف جدید دیگری
از این گونه روابط دارند و در مورد کفتر بازی از آنجا که احساسات و تمایل و خواسته
خود کفتران بر ما معلوم نیست، از آن می گذرم. با اینهمه من با روابطی که بر اساس
ارتباط آزادانه، آگاهانه، دوجانبه و با احساس مسئولیت متقابل باشد نه تنها مخالفتی
ندارم که حامی آن هم هستم.&#160;اما د. ساتیر باید به این سئوال جواب دهد که چرا
ما اصطلاح ” پسر باز” یا “مرد باز” با این ذهنیت که طرف عمل کننده مؤنس است،
نداریم؟ جواب ساده و آسان همانا استناد به فرهنگ زن ستیز ما و بی حقوقی زنان خواهد
بود اما ریشه اصلی آن شکل و تجلی جنسیت زنان است که نسبت به&#160; سکس و جنسیت
مردان از تنوع طلبی کمتری برخوردار است و بی جهت هم نیست که روابط همسری زنان لزبین
از هر گونه رابطه ای پایدارترند. اما&#160; د. ساتیر در ادامه ظاهرآ یک بحث پست
مدرنیسمی را مطرح می کند و می نویسد:“&#160; برای مقابله با آن اما راه حل نه در
کلمه ای مثل همجنس گرایست، بلکه ابتدا باید همه این کلمات را زیبا کرد و بار منفی
را از دوش آنها ورداشت و نیز کلمات مترادف مناسبی پیدا کرد، مانند همجنس خواهی که
من آن را در ترجمه آقای آشوری در کتاب لغت ایشان یافتم.”ای کاش د. ساتیر اطلاع
بیشتری در باره لغت نامه آشوری می دادند. همین حالا که من این مطلب را می نویسم
چاپ دوم لغت نامه&#160; اشوری( فرهنگ علوم انسانی - انگلیسی به فارسی چاپ 1376 چاپ
نشر مرکز) را در کنار خود دارم و می بینم که ایشان فقط کلمات بشر هراسی و همجنس
باز هراسی را معادل هموفوبیا آورده اند و گرنه کلمه انگلیسی هموسکس را همجنس،
همسکس&#160; ترجمه کرده و برای کلمه هموسکشوال کلمات همسکس گرا&#160; و همجنس گرا
آورده و هموسکشوالیتی را به همسکس گرایی وهمجنس گرایی&#160; ترجمه کرده اند. اما
پیشنهاد د. ساتیر مبنی براینکه ” ابتدا باید همه این کلمات را زیبا کرد و بار منفی
را از دوش آنها ورداشت” موضوع امروز ما همجنسگرایان و شرایط و وضعیت فعلی جامعه ما
نیست اما من میتوانم با ایشان موافق باشم که در آینده دور وقتی روشنگری جنسی به
بار نشست شاید جوانان شورش گر و مبارزی در بین همجنسگرایان ایران هم پیدا شوند که
همه چیز را به چالش بکشانند ( همان کاری که گی های غربی کرده اند) و نه تنها
بگویند که همجنس باز هستند بلکه حتی خود را “کونی” هم معرفی کنند اما اینکار بیشتر
نوعی به میدان کشاندن حریف و مبارزه طلبی است ولی&#160; ما فعلآ در آن شراط
نیستیم&#160; اما آن شورشگران در آن دوره همان خواهند بود که امروز کوئیرهای حریف
طلب غربی. پس از آنجا که ما فعلآ در مرحله پست مدرنیسم نیستم بهتر است بنا به
توصیه خود ساتیر از افراط و تفریط بدور بمانیم و جریان آرام روشنگری جنسی را با
توجه به زمان و مکان ادامه دهیم و این را به نسل های آینده واگذار کنیم که خود و
احساسات و عواطف خود را با هر مفاهیمی که خواستند تعریف کنند و به روش مناسب
خود&#160; تعصبات و پیشداوریهای اجتماعی را به چالش بکشند.د. ساتیر&#160; می
نویسد:” کسی بخواست خود همجنس باز یا دگر جنس باز نمی شود. برای مثال همجنس خواهی
هم دارای بار احساسی قویتری است و هم اشتباه دیگر همجس گرایی را دارا نیست. همجنس
بازی یا خواهی یک گرایش نیست که آنرا همجنس گرایی ترجمه کنیم.” بله، همجنس بازی و
همجنس خواهی درونی و باطنینیست و از پمیر پیچیده انسان نشآت نمیگیرد به همین دلیل
یک &lt;بازی&gt; است ولی هکجنس گرایی درونی، باطنی، روانی، عاطفی و عمقی است و به
همین دلیل هم &lt;گرایش&gt; است. البته من با کاربرد کلمه ظاهر روشنفکر پسند اما
ناقص و پاسیو همجنسخواهی مشکلی ندارم و خود همجنسگرایان هم هر از گاهی آن را بکار
می گیرند ولی از آنجا که اصطلاح &lt; همجنس خواهی&gt; ذات جنسی درون انسان را
تداعی نمی کند شخصآ از کاربرد آن امتناع می ورزم چرا که &lt;خواهی&gt; از خواستن
است و فرد میتواند خواسته خود را عوض کند در حالی که گرایش جنسی را هر چند بتوان مهار
و یا سرکوب نمود ولی نمیتوان آن را تغییر داد. با اینهمه همجنسخواهی و همجنسگرایی
با ” همجنس بازی” فرق دارند و بر خلاف نظر ساتیر از آنجا که”همجنس بازی” دال بر
رفتار و عمل دارد نه میل باطن بنا براین انتخابی است و طرف بخواست خود
&lt;باز&gt;یگر میشود مثلآ فردی ممکن است چون به جنس مخالف دسترسی ندارد یا برای
کنجکاوی هم که شده با جنس موافق خود دست به عمل جنسی بزند بدون آنکه واقعآ و درونآ
چنین میل و گرایشی داشته باشد یا فردی که درونآ به همجنس خود تمایل و گرایش دارد
بر اثر فشار اجتماعی، حکومتی، خانوادگی و… علیرغم جهت گیری جنسی و میل درون
خود&#160; ضمن تسلیم شدن به فشارها، با توسل به دروغ و ظاهر سازی و برای خلاصی از
تنگناها، جامعه و فرهنگ آن را هم به بازی بگیرد وبا فردی از جنس مخالف ازدواج کند.
بر اساس گفته های فوق &lt;بازی&gt; یک رفتار انتخابی و در عین حال غیر جدی و تفننی
است که زمانی ممکن است تمام شود. همچون فوتبال بازی، کفتر بازی، زن بازی ، ورق
بازی و… و با &lt;گرایی&gt; که دال بر غیر انتخابی بودن و درونی، روانی، عاطفی و
احساسی بودن است فرق دارد.&#160;از طرف دیگر معلوم نیست د. ساتیر بر چه اساسی
همجنس گرایی را یک گرایش نمی داند؟ همجنس گرایی همان سکشوال اورینتیشن ( یعنی
گرایش جنسی) هست و خود آقای آشوری هم اورینتیشن را معادل جهت یابی و جهت گیری
ترجمه کرده اند. از آن گذشته گرایش جنسی به این معنی است که فرد در درون خود این
احساسات را دارد و&#160; سمت و سوی کشش و میل جنسی او رو به جنس موافق است و این با
هویت جنسی ( که ممکن است دروغین باشد) یا عملکرد و رفتار جنسی( که گاهی ممکن است
بازی باشد) متفاوت است چه همانطور که گفته شد ممکن است کسی گرایش جنسی درونی به
همجنس خود داشته باشد ولی بنا به هر عللی از عملی کردن آن و یا اعتراف به میل خود
بپرهیزد و با انخاب شریک جنسی از جنس مخالف هویت و رفتاری مغایر با گرایش درونی
خود انتخاب کند. و این فرق بین گرایش جنسی ( که انتخابی نیست) با رفتار و هویت
جنسی ( که انتخابی است و فرهنگ و شرایط اجتماعی در آن مؤثرند) را نشان می دهد. دگر
جنس گرایی اجباری که در بسیاری جوامع از جمله در کشور ما اعمال میشود و در نتیجه
فشارهای اجتماعی، حکومتی و خانوادگی همجنسگرایان را مجبور به ازدواج با جنس مخالف
می کند نمونه بارزی از این گفته فوق است. پس نتیجه می گیریم که همجنس گرایی دقیقآ
یک گرایش است حال چه طرف بخواهد و یا نخواهد چون ممکن است آن را در درون خود سرکوب
کند اما همانطور که گفته شد توان تغییر آن را ندارد. پس لغت &lt;بازی&gt; بیشتر
برازنده کسانی است که رفتار و هویت جنسی ای مغایر با میل و گرایش درون خود انتخاب
می کنند تا همجنسگرایانی که گرایش خود را شناخته، قبول کرده ، آن را بعنوان هویت
جنسی خود پذیرفته و برای بدست آوردن حقوق خویش مبارزه می کنند. بی جهت هم نسیت که
بسیاری از همجنسگرایان به کسانی که بدون شناخت گرایش درونی خویش و پذیرش آن، صرفآ
به سکس با همجنس مبادرت می ورزند را همجنس باز می خوانند.&#160;&#160; &#160;البته
خود د. ساتیر هم ظاهرآ این را بشکل دیگری قبول دارد چه می نویسد : ” …. همینگونه
نیز در باره همجنس خواهان صدق می کند، که گاه ابتدا حتی مدتهای زیادی روابط جنسی
با یک جنس مخالف دارند و آنگاه در یک نبرد درونی سرانجام به خواست واقعی خویش تن
می دهند.” همین گفته خود اعتراف به این امر است که آن میل&#160; و کشش و گرایش
درونی که با هزار توی آدمی سرو کار دارد و ” از فاکتورهای بیولوژیک، اجتماعی،
تربیتی، فرهنگی، روانی و فردی و در یک تآثیر متقابل کمپلکس (پیچیده) و ناخودآگاه ”
شکل می گیرد و آدمی را دارای این یا آن گرایش می کند، خارج از قدرت انتخاب فرد
است؛ پس طبق تعریف خود ایشان هم گرایش جنسی انتخابی نیست و دقیقآ به همین دلیل هم
هست که کلمه همجنس گرایی مناسب ترین کلمه است و با بکار بردن این کلمه فرد میگوید
که من این گرایش و جهت گیری جنسی را دارم نه اینکه آن را انتخاب کرده ام بلکه من
این هستم. مبارزه همجنسگرایان برای حقوق اجتماعی خود هم به این معناست که مدل کهنه
و تصورات عمومی مبنی بر یک گونه بودن گرایشات غلط است و جامعه باید شناخت و
اطلاعات خود را در مورد مسائل درونی انسانها گسترش دهد. بر همین اساس مبارزات
همجنسگرایان از یک بار قوی فرهنگ سازی و آگاه گری عمومی برخوردار است.&#160;این
استدلال د.ساتیر که چون نمی توان “عشق بازی” را “عشق گرایی” خواند پس باید نتیجه
گرفت که اصطلاح همجنسگرایی هم غلط است در واقع چیزی بیش از یک خلط مبحث نیست؛ عشق
بازی تعریف و بیان رفتار و عمل فرد است نه گرایش درونی او. فردی میتواند با جنس
مخالف یا جنس موافق خود عشق بازی کند، جه عشق بازی انعکاسی است از گرایش و میل
درونی او نه خود گرایش باطنی، فردی ممکن است در همه گاه و تمام عملهای جنسی خود
عشق بازی نکند و مثلآ بنا به خستگی یا…. فقط به سکس ساده ( برای ارضاء گرایش درون)
مبادرت ورزد بدون آنکه رفتار خاصی مانند عشق بازی&#160; یا معاشقه قبل&#160; یا
بعد از عمل (که خود نوعی علم و یاد گیری است) را انجام دهد.&#160;از این که
بگذریم&#160; اگر پیشنهاد “همجنس بازی” درست است معلوم نیست چرا د. ساتیر پیشنهاد
نمی کند که از این به بعد باید زنی که به جنس مخالف گرایش دارد&#160; زن دگر جنس
باز نامید و مردان دگرجنسگرا&#160; را زن باز.د. ساتیر در جایی از دومین قسمت مطلب
خود از همجنسگرایان ایران می خواهد که ” به اشتباه خود ( استفاده از کلمه
همجنسگرا)&#160; پایان دهند و زمینه ساز اصلاح(!!!) یا سرکوب خوش در آینده
نباشند…… زیرا جامعه آنگاه از شما راحتتر میتواند بطلبد، &lt; حال که گرایش است،
چرا به گرایش عمومی تن نمی دهی و دگر جنسخواه نمی شوی؟” در بالا توضیح دادم که از
آنجا که این گرایش&#160; (و کلآ گرایش جنسی انسانها)درونی است، انتخابی نیست و در
نتیجه کنش و واکنشهای پیچیده و بقول ساتیر کمپلکس، شکل می گیرد پس نمیتوان آن را عوض
کرد اما &lt;بازی&gt; یک عمل است و انتخابی است و میتوان آن را کنار نهاد. اگر فرد
کفتر بازی، دختر بازی، فوتبال بازی، ورق بازی و… را کنار نهد دچار مشکلات روانی
نمی شود، افسرده نمی گردد و این کناره گیری حداقل به آن درجه که سرکوب گرایش درونی
باعث لطمات روحی و روانی میشود منتهی نمی گردد.&#160;پیشنهاد د. ساتیر به
همجنسگرایان ایرانی هر چند که پیشنهادی دوستانه و بار حمایتی دارد اما صحیح نیست و
امیدوارم روشنگران جنسی به این مهم توجه کنند و ناخواسته بار همجنسگرایان را سنگین
تر نکنند.کاربرد کلمات همجنسگرا و همجنسگرایی یک بار و مفهوم دیگری هم دارد و آن
اینکه حاملان اینگونه گرایشات جنسی که در نتیجه اینترنت و دسترسی به اطلاعات، دیگر
نمی خواهند به سرنوشتی که جامعه و مذهب در طی قرون برایشان رقم زده تن در دهند و
میخواهند زندگی و سرنوشت خود را آگاهانه و امروزی همچون همتایان خود در جوامع آزاد
و دمکرات رقم زنند. از آنجا که تلاشها و مبارزات همجنسگرایان کشور از خصلت
آگاهگرانه و روشنگری برخورداراست، در خدمت&#160; گسست جامعه از سنت های کهنه وحرکت
آن بسمت مدرن شدن می باشد و بر همین اساس باید از طرف همه کسانی که در فکر فردای
بهتری برای ایران هستند جدی گرفته شده و مورد حمایت قرار گیرند وحداقل ترین و
اولین قدم، ارائه تعریف درست همراه با اصطلاحات صحیح از گرایشات جنسی
همجنسگرایان&#160; و توضیح آن برای جامعه است.</span>&#160;</span></p>

</div><div style="text-align: right"> </div>   <p style="clear:both;"> 
    <a href="http://hamjensgra.vox.com/library/post/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AC%D9%86%D8%B3%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85.html?_c=feed-atom-full#comments">Read and post comments</a>   |   
    <a href="http://www.vox.com/share/6a00e398e57f8a000500e398e57b900004?_c=feed-atom-full">Send to a friend</a> 
</p>

                </div>
            ]]>
        </content> 
    </entry> 
</feed>


