فاکتهای علمی در رد بچه بازبودن همجنسگرایان
اقلیتها از هر نوعی که باشند در اکثر جوامع با بدبینی به آنها نگاه می شود. گاهی یک مورد خطا از یک نفر را به کل آن جامعه اقلیت نسبت می دهند و یا یک شایعه را در قالب سند جا می اندازند، هزار و یک شایعه در موردشان نقل قول می کنند که متاسفانه بمرور زمان به ذهنیت بسیاری از مردم تبدیل می شوند. وضعیت افغانها در ایران و برخورد زشت بسیاری از مردم ناآگاه با آنها، پیشداوری قدیمی در مورد سیاهپوستان در آمریکا که همه مردان سیاهپوست به زنان سفید پوست تجاوز می کنند، در اروپا پناهندگان بخصوص آنهایی که از خاورمیانه هستند همه تروریست و یا انگل اقصاد آنها معرفی می شوند، پیشداوری در باره یهودیان و…. همه از این نمونه ها هستند. پیشداوری در باره اقلیتها چه جنسی و چه قومی. پیشدواوری, تعصبات و دادن صفتهای زشت به همجنسگرایان و وارد کردن اتهامات به آنها در جامعه امروز ما را باید در همین چارچوب تهمت های بی روا و ناشی از عدم شناخت و بر اساس تعصب تعریف کرد. اتفاقا باید گفت که یکی از سخترین و در عین حال مهمترین بخش مبارزه همجنسگرایان نه تنها در ایران بلکه در کل جهان همین امر روشننگری و افشا کردن پیشداوریها و برداشتهای غلط در باره همجنسگرایان است. به همین دلیل همه ما باید این موضوع را جدی بگیریم و تا آنجا که میتوانیم در زدودن کج فهمی ها و اصلاح برداشتهای غلط بکوشیم آنوقت خواهیم دید که بسیاری از مردم مشکلی در حمایت از همجنسگرایان و حقوق اشان نخواهند داشت. یکی از اتهاماتی که دیگران به همجنسگرایان وارد می کنند ( با هدف نفی حقوق آنها) این است که همجنسگرایان کودک آزاری می کنند و به بچه ها تجاوز می نمایند و در نتیجه تهدیدی جدی بر علیه سلامت و امنیت کودکان بحساب می آیند. جالب اینکه در زمانهای دور وقتی بحث حقوق همجنسگرایان در آمریکا مطرح شد، تعدادی از مخالفان متعصب گروهی تشکیل داده و آن را گروه ” محافظت از کودکان” نام نهادند. همین امروز هم گروههای متعصب مذهبی مسیحی در غرب صدها سایت در باره کودک آزاری همجنسگرایان اداره می کنند تا آگاهانه با ادامه شایعات به برانگیختن افکار عمومی بر ضد همجنسگرایان دست یابند. بد نیست بدانید که نیروهای مذهبی متعصب که با ظاهر حفظ اخلاق جامعه با همجنسگرایان و حقوق آنها مخالفت می کنند خود با بی اخلاق ترین روشها، داده های علمی را نادیده گرفته و همچنان شایعه سازی می کنند و برای تضییق حقوق همجنسگرایان زور می زنند. اما فاکتهای مبتنی بر تحقیقات علمی و بی طرفانه همه دال بر آن دارند که هیچ سند و مدرکی دال بر اینکه همجنسسگرایان در درصد بیشتری از دگرجنسگرایان کودک آزاری می کنند یا به بچه بازی رو می آورند وجود ندارد. در سال 1978 روانشناسی بنام نیکولاس گروث
(Nicholas Groth)
در مورد 175 مرد متهم به تجاوز به کودکان که پرونده آنها جهت دریافت نظر کارشناسانه روانشناسی، به او رجوع داده شده بودند، دست به تحقیق زد. در این تحقیقات مشخص شد که حتی یک نفر همجنسگرا در بین این 175 نفر وجود ندارد. همه این افراد یا دگر جنسگرا بودند و یا پدوفیل هایی که هیچ علاقه ای به رابطه جنسی با بزرگ سالان ندارند. (1).
این دکتر محقق نیتجه گیری می کند که مردان دگرجنسگرا تهدید جدی تری بر علیه کودکان خرد سال هستند تا مردان همجنسگرا. او همچنین به همراه یکی از همکاران خود، در تحقیقاتی نشان داداند که رابطه ای بین کودک آزاری و ستم و تجاوز جنسی به کودکان با موضوع همجنسگرایی وجود ندارد. از آن مهمتر هیچ مدرکی در مورد تجاوز لزبین ها به دختر بچه گان در دست نیست و علاوه بر آن، اکثر مطلق مردانی که به پسر و دختر بچه گان تجاوز می کنند دگرجنسگرا هستند. (2) در همان سال 1978 محقق دیگری بنام دیوید نیوتن در پی جستجوهای خود در ادبیات علمی نتیجه گیری کرد که هیچ دلیل و مدرکی (David Newton) دال بر رابطه بین همجنسگرایی و سکس با کودکان وجود ندارد و اگر فردی با گرایش همجنسگرایی به کودکان دست درازی کند، عمل او را باید نوعی رفتار پیشآمدی تلقی کرد.(3)در سال 1988 یک محقق کانادایی بنام کورت فروندThe Clarke Institute of Psychiatry in Torento در مؤسسه (Kurt Freund)
دو گروه از مردان دواطلب را مورد مطالعه قرار داد و بعدآ نتیجه گیری کرد که واکنش مردان همجنسگرا در برابر انگیزش جنسی از سوی پسربچه گان بیشتر از انگیزش مردان دگرجنسگرا در برابر انگیزش جنسی دختر بچه گان نیست.(4) . او بعدها نوشت که کودک آزاری و تجاوز همجنسگرایان به کودکان افسانه ای بیش نیست.(5)
در سال 1992 دو پزشک آمریکایی در ایالت کلورادو که از ادعاها و سندهای ارائه شده توسط مذهبیون متعصب مبنی بر دست درازی همجنسگرایان به بچه ها و کودکان خردسال در آن ایالت شوکه شده بودند، تمام آن اسناد و مدارک ارائه شده به اداره پلیس و بیمارستان کودکان را یک به یک مورد بررسی دقیق قرار دادند. مطالعات آندو یکسال طول کشید و از 269 پرونده ارائه شده تنها به دو مورد برخوردند که خلافکاران ممکن است همجنسگرا باشند. و در عوض 267 مورد خلاف کاران همه مردان دگرجنسگرا بودند. این دو پزشک بعدآ نتیجه گیری تحقیقات خود را اینطور اعلام کردند که خطر کودک آزاری جنسی توسط یک گی یا لزبین بین صفر و 3.1 دهم است و خطر کودک آزرای جنسی توسط یک غیر همجنسگرای پدر یا قوم و خویش نزدیک 100 برابر بیشتر است.(6)هفت سال پیش در تحقیقاتی مشابه ( در سال 1998) دکتر ناتانیال مک کوناگی به این تیجه رسید که همجنسگرایی را نباید ( Dr. Nathaniel Mc Conaghy)با پدوفیلی ( بچه بازی) قاطی کرد. او در صفحه 259 کتاب خود نوشت ” مردی که به عمل جنسی با کودکان زیر سن بلوغ و یا تازه به بلوغ رسیده دست میزند، در واقع هیچ علاقه و تمایلی به سکس با مردان یا زنان بالغ ندارند.”تحقیقات علمی همچنین به هیچ سند و مدرکی دال بر اینکه همجنسگرایان نسبت به دگرجنسگرایان، از قدرت تعقل، قضاوت و رفتار مناسب در محل کار و یا با زیر دستان خود برخوردار نیستند، دست نیافته اند. مثلآ هیچ سند و مدرکی وجود ندارد که مردان همجنسگرا در ادارات از قدرت و موقعیت خود سوء استفاده کرده و برای کامجویی جنسی به افراد زیر دست خود فشار می آورند. این در حالی است که تعداد مدیران دگرجنسگرا که به زنان و دختران زیر دست خود در محل کار برای برقراری رابطه جنسی فشار می آورند، بسیار زیاد است.روانشناسانی که به موضوع نیاز جنسی انسانها پرداخته اند اعتراف می کنند که هیچ فاکتور روانی خاصی در همجنسگرایان وجود ندارد که بر اساس آن بخواهیم ادعا کنیم که همجنسگرایان از قدرت کمتری برای کنترل نیاز جنسی خود برخورداند. از آن گذشته گرایش جنسی همجنسگرایانه نه بیماری و اختلال روانی است و نه به موضوع توانایی روانی فرد ربط دارد. همجنسگرایان در زندگی روزانه خود؛ در خیابان، محل کار ، درس و در همه جا هستند و اختلاف کارکردی و رفتاری در این جاهای عمومی در بین انسانها ربطی به همجنسگرا یا غیر همجنسگرا بودن افراد ندارد.واقعیت این است که درصد مردان غیر همجنسگرا که به زنان و دختران تجاوز می کنند و همینطور مردان غیر همجنسگرا که به تجاوز جنسی کودکان و خرد سالان دست می زنند خیلی بیشتر از درصد افراد تجاوزکار در بین همجنسگرایان است اما آیا وجود دگرجنسگرایان تجاوزکار دلیلی بر بد بودن دگرجنسگرایی است؟ آیا از تجاوز یک دگر جنسگرا به کودکی می توان نتیجه گرفت که همه دگرجنسگرایان به کودکان تجاوز می کنند؟ مسلمآ نه. آیا اسناد و مدارک وسیعی که نشان دهنده تجاوز پدران دگر جنسگرا به دختران خردسال خود مبنای غیر قانونی کردن دگر جنسگرایی قرار می گیرد؟ نه. به همین شکل هم چنانچه همجنسگرایی دست به تجاوز به خردسالان بزند نباید عمل خطای او را بحساب همه همجنسگرایان گذاشت و نتیجه گرفت که همه همجنسگرایان اینگونه هستند. کسانی که چنین نتیجه گیریهایی می کنند اگر ناآگاه نباشند تنها یک هدف را دنبال می نمایند و آن بهانه گیری برای ادامه ستم به همجنسگرایان و نادیده گرفتن حقوق آنهاست.تجاوز و ستم به کودکان عملی زشت و غیر اخلاقی است ولی متاسفانه هر روز تعدادی از کودکان نه تنها در کشور ما بلکه در همه کشورها مورد تجاوز و تعدی واقع می شوند. و باید فرد مرتکب چنین عملی طبق قانون محاکمه شود. تحقیقات صورت گرفته در آمریکا نشان می دهند که دخترکودکان 80 درصد کودکان مورد تجاوز قرار گرفته را تشکیل می دهند که خطاکاران همه دگرجنسگرا هستند. از 20 درصد باقی مانده بخش بزرگی از متجاوزان را افراد پدوفیل تشکیل می دهند که ربطی به همجنسگرایان ندارد. با اینهمه متعصبان اینهمه اسناد را نادیده گرفته و اتهامات بی پایه مبنی بر بچه بازی همجنسگرایان را همچنان تکرار می کنند.نمونه بارز این افراد فرد روانشناسی بنام پؤل کامرون(Paul Cameron) که مطالب زیادی در باب دست درازی همجنسگرایان به کودکان خردسال منتشر کرد و نهایتآ بدلیل پخش شایعات نادرست و عدم پایبندی به اخلاق پزشکی، در سال 1983 از انجمن روانشناسان آمریکا اخراج گردید. او همچنین از شهادت در دادگاه فدرال آمریکا ممنوع شده و چهار سایت عمده حرفه ای روانشناسان از چاپ مطالب او خودداری می کنند. با اینهمه مسیحیان دست راستی متعصب نوشته ای او را در سطح وسیعی پخش می کنند.( باز هم ما همجنسگرایان را بی اخلاق می دانند).
: پانوشته ها 1- Groth & Gary, 1982, p. 1472- A. Nicholas Groth and H. Jean Birnbaum, “Adult Sexual Orientation and Attraction to Underage Persons,” Archives of Sexual Behavior, 7(3), 1978, pp. 175-181.
3- David E. Newton, “Homosexual Behavior and Child Molestation: A Review of the Evidence,” Adolescence, vol. 13, no. 49, Spring 1978, pp. 29-43.
4- Kurt Freund, Robin Watson, and Douglas Rienzo, “Heterosexuality, Homosexuality, and Erotic Age Preference,” The Journal of Sex Research, 26(1), Feb. 1989, pp. 107-117.
5- Kurt Freund and Robin Watson, “The Proportion of Heterosexual and Homosexual Pedophiles Among Sex Offenders Against Children: An Exploratory Study,” Journal of Sex & Marital Therapy, 18(1), Spring, 1992, pp. 34-43, at p. 41.
6- Carole Jenny, Tom Roesler, and Kimberly Poyer, “Are Children at Risk for Sexual Abuse by Homosexuals?,” Pediatrics, 94(1), July 1994, pp. 41-44.