روابط بین جفت های همجنسگرا الگویی برای زوج های دگرجنسگ
الگویی برای زوج های دگرجنسگرا
تا کنون تصور عمومی بر این بوده که روابط همجنسگرایان همه موقتی، کوتاه مدت و خالی از بار و ارزش معنوی است. اما باورمندان به چنین گفته هایی از پرداختن به علل و ریشه های موقتی و کم دوام بودن روابطجفتهای همجنسگرا طفره می رفتند.هر چه شرایط زندگی همجنسگرایان مساعد تر باشد، . هر چه حقوق آنها در قوانین، محل کار، تحصیل ، محلات سکونی و… بیشتر محترم شمرده شود به همان اندازه هم روابط جفت های همجنسگرا از بار مسئولیت و تعهد برخوردار می شود و تجارب و الگوهای بسیار مثبتی هم برای یادگیری جفت های دگر جنسگرا ببار می آورند.
( Jon Gottman) جان گوتمن
پروفسور روانشناسی بازنشسته دانشگاه واشنگتن و روبرت لونسون(Robert Levenson) پروفسور روانشناسی دانشگاه برکلی کالیفرنیا با هم به تحقیقی در باره روابط بین جفت های همجنسگرا دست زده اند که تمام برداشتها و ادعاهای کلیشه ای در باره روابط بین همجنسگرایان را به چالش می کشد.نتیجه این تحقیقات اخیرآ در مجله ” ژورنال همجنسگرایی”
) منتشر شده است. آدرس وب سایت:Journal of Homosexuality(
http://www.haworthpressinc.com/web/JH/ برای انجام این تحقیقات 80 جفت ( 40 زوج دگر جنسگرا و 40 جفت همجنسگرا) از زاویه های مختلف از جمله درجه خشنودی از رابطه خود، سطح درآمد و تحصیل با هم مقایسه شده اند. چهل جفت همجنسگرا شامل اینها می شده: 12 جفت گی که از روابط خود راضی هستند، 10 جفت گی ناراضی از روابط خود، 10 جفت لزبین راضی و خشنود از رابطه خود و 8 جفت لزبین ناخشنود از رابطه خود.و در مورد چهل جفت دگرجنسگرا، 20 جفت راضی و خشنود از رابطه خود و 20 جفت ناخشنود از رابطه خود برای شرکت در تحقیقات انتخاب شده بودندآنچه که این تحقیق را با اعتبارتر می کند این است که در انجام این تحقیقات تنها به جوابهایی که شرکت کنندگان به سئوالات داده اند اکتفا نشده بلکه بصورت ویدیوئی هم از همه جفت های شرکت کننده، فیلم برداری شده و در حین بحث و مشاجره هر جفت، ضربان قلب، حالت فیزیکی مثل چشم ها، انقباض ماهیچه ها و شکل نشستن وحرکات آنها هم فیلمبرداری شده و بعدآ برای خودشان هم نمایش داده شده اند.این محققان برای اعتبار بیشتر نتایج تحقیقات خود، همچنین به مدت 12 سال، به جمع آوری اطلاعات و داده ها و اتفاقات در روابط جفت های همجنسگرا دست زده اند که در این مدت 12 ساله، ازمجموع 40 جفت همجنسگرا، هفت جفت لزبین و یک جفت گی از هم جدا شده اند. (یعنی حدود 20 درصد)آقای گوتمن می گوید: ” اگر ما این مدت 12 ساله را به چهل سال تعمیم دهیم میشود 64 درصد و به نرخ جدایی و طلاق در بین غیر همجنسگراها که 69 درصد است، نمی رسد.توجه به ضربان قلب افراد همجنسگرایان وغیرهمجنسگرایان جالب است. جفت های همجنسگرا که با هم اختلاف داشته و از رابطه خود خشنود نبوده اند، ضربان قلب آنها پائین بوده است در حالی که ضربان قلب پائین در بین جفت های غیر همجنسگرا که از رابطه خود راضی و خشنودند، دیده می شده است.مورد قابل توجه دیگر که در این تحقیقات بدست آمده نیز جالب است. گوتمن می گوید: ” جفت های همجنسگرا صادق تر از جفت های غیر همجنسگرا هستند. آنها واضح و علنی از سکس و اهمیت اعتماد به هم و خیانت نکردن حرف می زدند. در حالی که در طول 31 سال مطالعه روابط زوج های غیر همجنسگرا چنین چیزی دیده نشده است. زوج ها و جفت های غیر همجنسگرا بطور واضح و علنی از سکس حرف نمی زنند. در مطالعه فیلمهای گرفته شده در این تحقیقات از زوج ها، فهم اینکه غیر همجنسگراها از چه چیزی حرف می زنند مشکل است، آدم واقعآ نمی فهمد که اینها چی دارند به هم میگویند. در حالی که جفت های همجنس در صحبتهای خود بلوغ بیشتری نشان می دهند و بدون واهمه بشکلی عادی با هم از سکی صحبت می کنند.”جان گوتمن می افزاید: “ درجه بلوغ فکری در جفت های همجنسگرا بسیار بالاتر از درجه بلوغ در جفت های دگرجنسگرا می باشد. جفت های همجنسگر برای اصلاح و بهبود روابط خود تلاش بیشتری می کنند و در مقایسه با جفت های دگر جنسگرا، جفت های همجنسگرا از آگاهی و دانش بیشتری در باره برابری و عدالت برخوردارند و آن را در روابط بین خود نیز رعایت می کنند.”جان گوتمن که این روزها ریاست ” انستیتوی تحقیقاتی روابط” در شهر سیاتل آمریکا را بعهده دارد ( Relationship Research Istitute)اضافه می کند: ” من فکر می کنم که در 200 سال آینده روابط هتروسکشوالها( دگر جنسگرایان) به نقطه ای خواهد رسید که امروز در روابط بین همجنسگرایان حاکم است. این دو محقق در تحقیقات و بررسی های اولیه خود در مورد چگونگی حل اختلافات فی مابین در روابط یک جفت همجنس با هم و دو غیر همجنس با هم، از روش ها و مدلهای علم ریاضیات استفاده کرده و در نوبت بعدی فاکتها و عواملی که به رضایت و خشنودی و یا عدم رضایت و جدایی یک جفت منجر می شود، را مورد مطالعه و بررسی قرار داده اند.اقای گوتمن می گوید ” ما به شیوه های برخورد هر دو گروه دقت کردیم و و متوجه شدیم که شیوه برخورد جفت های هر دو گروه بسیار از همدیگر متفاوتند.. جفت های هتروسکشوال نقطه شروع بحث و جدل با همدیگر را در یک حال و هوای منفی شروع می کنند در حالی که جفت های همجنسگرا بحث و اختلاف خود را با مزاح و شیوهای مهربانانه آغاز می کنند. جفت های همجنسگراها در بحث و جدل های خود کمتر حالت تحکم و تسلط خود به دیگری را بکار می گیرند و در عوض مقدار زیادی احساس مثبت توجه به طرف دیگررا چاشنی بگو مگوهای خود می سازند..”” شکل و شیوه ای که یک اختلاف نظر و دعوا در بین یک جفت شروع می شود، مهم است. در روابط هتروسکشوالها، بگو مگوها و دعواها همیشه از یک نقطه منفی شروع می شود و در تحقیقات ما ثابت شده که اگر دعوا از یک نقطه منفی شروع شود، در 96 درصد موارد، بعدآ برخوردها تندتر و باز هم منفی تر ادامه می یابند. در حالی که گی و لزبین ها گرمتر و دوستانه تر و کمتر کج خلقی می کنند. میتوان این موارد را بارها و بارها در روابط آنها شاهد بود و در نتیجه طرف مقابل، یعنی فرد دوم رابطه منظور و پیام اصلی طرف خود را بهتر درک می کند و مستعد شنیدن حرف های طرف خود می شود. در عوض در بین زوج های غیر همجنسگرا، بحث و مشاجرات و دعوا بیشتر سر قدرت است و در دعواها اکثرآ طوری با هم رفتار میکنند که یکی آن دیگری را خرد و مچاله کند و بر حریف تسلط یابد.”از خلال گفته های گوتمن چنین استنباط می شود که در روابط جفت های همجنسگرا ” احساس مثبت بر احساس منفی”، غلبه دارد.” احساسات منفی عامل عمده تری در روابط غیر همجنسگرایان است در حالی که احساسات مثبت در روابط همجنسگرایان قوی تر است.”گفته می شود که شیوه حل اختلاف در روابط زوج های همجنسگرا همانا چسب و سریشمی است که این روابط را پایدار نگه می دارد. گوتمن می گوید: ” جفت های همجنسگرا گفتگو در باره یک موضوع مورد اختلاف بین خود را با شیوه و روش مثبتی شروع کرده و در خلال گفتگو هم همان روحیه را ادامه می دهند در نتیجه امکان رسیدن به توافق و حل اختلاف هم راحتتر می شود.”او ادامه می دهد: ” نتیجه کلی که از این تحقیقات عاید ما شده اینکه همه ما باید آن تصویر غالب و عمومی منفی در مورد روابط بین جفت های همجنسگرا را به کنار نهیم و به روابط آنها بعنوان جفت هایی که اهمیت و ارزش زیادی به کانون جفتی خود می دهند، نگاه کنیم. گی و لزبین ها از توان بیشتری برای تشکیل یک رابطه بالغ مساوات طلبانه برخوردارند. داده های بدست آمده همینطور دال بر این دارند که جامعه ما باید نگاه خود را عوض کند و به عشق ارزش و احترام بیشتری قائل شود فارغ از اینکه این عشق و عاطفه در کجا و بین چه کسانی و با کدام گرایش جنسی متجلی شود.